ناصر الدين شاه قاجار

143

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

رسيديم اردو هم در محوّطهء اينجا افتاده بود چادر ما را كنار رودخانه زده بودند امّا ميان درّهء كوه واقع بود و چندان خوش هوا نبود پياده شده رفتيم توى سراپرده هوا خيلى گرم بود بعد از مغرب جناب امين السّلطان را خواستيم بعضى فرمايشات داشتيم فرموديم و جناب امين السّلطان رفت بالاتر از سراپردهء ما هم توى اين تنگه كه رودخانه از آنجا ميگذرد قريهء طائمه است كه ملك آقا تراب است در وسج پل آجرى پنج چشمهء هست كه روى رودخانه است كفتند مرحوم حاجى ميرزا محمود مجتهد بروجردى اين پل را بنا كرده است روز يكشنبه بيست و دويّم امروز بايد بفرسفج برويم صبح زود برخاسته آمديم بيرون سوار اسب شده رفتيم تا نزديك كالسكه و از آب گذشتيم جناب امين السّلطان حاضر بود كامران ميرزاى حاكم نهاوند از اينجا مرخّص شده بنهاوند رفت بكالسكه نشسته دوباره با كالسكه از رودخانه عبور كرديم و از بالاى ده راهى بود از آن راه آمده بجلگه افتاديم دست راست راه همه جا خشك است و منتهى بكوه مىشود راهى ديگر هم هست از محاذى سراپرده كه از توى كوه همه جا ميرود بفرسفج و نزديك‌تر از اين راه است عزيز السّلطان از آنراه رفته بود امّا از اين راه كالسكه رو كه ما ميآئيم بايد سه فرسخ سه فرسخ و نيم راه باشد دست راست چنان كه نوشتيم همه جا خشك و بىسبزه و آبادى است و منتهى