ناصر الدين شاه قاجار

134

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

روز سه‌شنبه هفدهم امروز بايد از اين يورت برويم بيورت بابا رستم و يكفرسخ و نيم راه است صبح برخاسته آمديم بيرون سوار اسب شديم يك دو مرتبه هم به آب زديم تا رسيديم به پشت آن تپّه كه آندفعه نوشتيم كالسكه را نگاه داشته بودند باز كالسكه همانجا حاضر بود بكالسكه نشسته رانديم خيال داشتيم برويم بتركان تركان كه نهار را آنجا صرف كنيم با كالسكه رفتيم تا نزديكى كوهان بعد سوار اسب شده بعضى از سوارها و جمعيّت زيادى را كه در ركاب بودند مرخّص كرده خودمان با عمله خلوت و بعضى از سوارها رانديم براى تركان تركان مجد الدّوله و جلال الملك و اديب الملك و ساير پيشخدمتان همه در ركاب بودند رفتيم تا رسيديم بتركان تركان درخت مو زيادى دارد كنار نهرها هم درخت تبريزى و بيد و غيره كاشته‌اند درخت زردآلو هم دارد و چنار بزرگ در بالاى باغ پيدا بود آنها را در مدّ نظر گرفته و رانديم عمارت و آبادى و خانوارى هم اينجا ندارد و به اين واسطه خيلى پاكيزه و تميز است رفتيم تا زير چنار پياده شديم دو چنار است هردو در بلندى و قطر و شاخه و تركيب مثل هم كه گويا دو برادر هستند چنارهاى قوىّ پر برگ بلند قطورى كه مىگفتند هريك هزار سال دارند فاصلهء ما بين اين دو چنار هم دو ذرع مىشود و در وسطش طاقى تشكيل داده بالاتر از چنارها بمسافت كمى چشمه‌ايست كه به قدر يك چارك آب از آن بيرون ميآيد و از پهلوى چنار ميگذرد قدرى دور تر از آن هم باز چشمهء آبى ميجوشد سرچشمه آفتاب‌گردان