ناصر الدين شاه قاجار

128

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

و چندان خوش هوا نيست خوب شد كه اردو را اينجا نزده بودند خلاصه نهار خورديم و بعد از نهار سوار شده باز از آن نهر گذشتيم و رانديم به طرف شهر نهاوند در نزديكى شهر به پل يك چشمهء رسيده از پل گذشتيم به قدر يك دو سنگ آب از زير پل ميگذشت امّا در بهارها گويا سيلاب و آب زيادى از اينجا جارى است از دروازه داخل شهر شديم كوچهاى سنگفرش مسطّح دارد و از دو طرف خانه است زن زيادى روى بامها نشسته بودند و اغلب هم پيچك بسته بودند و همه از ورود ما و ديدن ما اظهار بشاشت و خوشوقتى مينمودند راه سربالا بود كه رو بقلعهء كه مرحوم محمود ميرزا ساخته است ميرفتيم رفتيم تا رسيديم بپاى قلعه در آنجا ميدانگاه و فضاى وسيعى بود اينجا هم باز جمعى از اهالى شهر ايستاده بودند اصطبل توپخانه هم در اينجا است كه اسباى توپخانه را كه در نهاوند مىباشد اينجا بسته‌اند از اينجا گذشته رسيديم بتخته پلى و از تخته پل عبور كرده رسيديم بدروازهء از آن دروازه هم گذشته رسيديم بدروازهء ديگر و بعد محوّطه ايست كه اگر اين تخته پلرا بردارند هيچكس نميتواند داخل اين قلعه شود حالا شش ساعت بغروب مانده وقت ظهر و بعد از نهار در اين هواى گرم حركت خيلى اسباب زحمت بود آمديم توى عمارت اندرونى و بيرونى معتبر و جاى خواجه سرا و حمّام و اطاقها و منازل متعدّده دارد رفتيم توى اطاقى تمام شهر و اطراف و صحرا از آنجا پيدا بود منظر بسيار خوبى دارد پيشخدمتها هم همه حاضر بودند عرض كردند بالاخانهء