ناصر الدين شاه قاجار
126
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
شده رفتند اسامى بعضى از معروفين ايشان از اينقرار است جناب امام جمعه جناب مولوى جناب ميرزا فضل اللّه جناب آقا نور الدّين ميرزا اسد اللّه شيخ الاسلام قاضى ميرزا محمّد حسين آقا كاظم آقا باقر روز شنبه چهاردهم امروز بايد برويم به شهر نهاوند و عصر باز مراجعت باردو نمائيم صبح برخاسته بعد از ساعتى سوار شديم و از ميان اردو و اردوبازار عبور كرده چون جمعيّت اردو پيوسته بهم بود و عبور از اردو خالى از زحمت نبود زديم به آب رودخانه آب زياد بود اسب به زحمت و اشكال ميگذشت با كالسكه كه عبور از آب محال بود كالسكه را از جلو ميبردند آمديم تا از يك گردنهء كوچكى هم كه راه كالسكه را ساخته بودند سواره گذشته آنطرف گردنه بكالسكه نشسته رانديم يك رودخانهء كوچكى هم كه به قدر شش هفت سنگ آب گلآلودى داشت از سمت بابا قاسم آمده متّصل و مخلوط به اين رودخانه ميشد راه اسب روى كه از قلعهء قباد يا قره قباد و بيان به شهر نهاوند ميرود خيلى نزديكتر از راه كالسكه است راه كالسكه دور مىزند ميرود به سمت شمال و بعد به سمت مغرب برگشته ميرود به شهر قبل از اينكه سوار كالسكه شويم دست راست راه ده سرخ كن ديده شد راه زيادى با كالسكه رانديم كوههاى دست راست كه نزديك بجادّه است كوههاى خاكى است كه بعضى از قلّههاى آن هم مرتفع است با اينكه بعضى از جاهاى اين رشتهءكوه را هم زراعت ديم