ناصر الدين شاه قاجار
125
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
كه مزيد بر آن مىشود بالاى چشمه هم كوه سنگى سختى است امّا خود چشمه از دامنه و زمين نرم بيرون ميآيد اعتماد السّلطنه در سر نهار حاضر بود و روزنامهء اروپ خواند پيشخدمتها هم اكثرى حاضر بودند نهار خورديم هواى خوش متوسّطى بود نه گرم نه چندان سرد سالم و ملايم بود بعد از نهار قدرى استراحت كرده دو ساعت بغروب مانده چاى و عصرانه خورده سوار شديم و از همان راهى كه رفته بوديم مستقيما به منزل مراجعت كرديم روز جمعه سيزدهم امروز در منزل توقّف شد قبل از نهار و بعد از نهار عرايض و نوشتجات زيادى بحضور آورده بودند با امين خلوت همه را خوانديم و جواب فرموديم به قدر سه ساعت مشغول اين كار بوديم و تا ساعت چهار و نيم بغروب مانده طول كشيد سر ساعت چهار و نيم جناب امين السّلطان عماد السّلطنه حاكم نهاوند و ميرزا حسنخان پسر ميرزا يوسف مشير ديوان وزير كردستان را كه امير نظام والى كرمانشاهان و كردستان از كرمانشاهان با عرايض باردو فرستاده بود بحضور آورد ميرزا حسنخان جوانى است با لباس نظام توپچيهائيكه امير نظام تازه از كردستان گرفته به اين سپرده است جوان قابلى به نظر آمد قدرى با او فرمايش كرديم بعد علماى نهاوند كه قريب بيست نفر بودند بحضور آمدند يكى از آنها كه معروف بمولوى است و مرد زباندار حرّافى است آنها را يك يك معرّفى نمود قدرى با علماء صحبت داشتيم بعد مرخّص