ناصر الدين شاه قاجار
123
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
از در چادر جناب امين السّلطان گذشته رانديم تا رسيديم بدم چادر مجد الدّوله از آنجا برودخانه زديم آب زياد بود و سنگ زيادى هم داشت از آب گذشته افتاديم بدست راست و رودخانه در دست چپ ماند قريهء دهيه هم در دست چپ نزديك برودخانه واقع بود عماد السّلطنه حاكم ملاير و نهاوند هم در قريهء دهيه چادر زده بود دست راست ده ورامينه بود كه زراعت زيادى در محوّطهء آن شده بود و ذرّت بسيارى هم كاشته بودند امّا هنوز نرسيده بود از دم ده ورامينه گذشتيم مردم اينجا هيچ شباهتى باهل عراق و ساير بلاد ايران ندارند جنس غريبى هستند همه درشت خلقت در حقيقت ميانهء نهاوندى و لرستانى ميباشند چون همين راهى كه الآن ما ميرويم ميرود نجاوهء لرستان و اينها سر راه لرستان هستند اين است كه جنسشان ميانهء نهاوندى و لرستانى است اين راهى هم كه ميرويم بعضى جاها سنگلاخ است و بعضى بىسنگ كه معلوم است در قديم الأيّام راه شوسه بوده و زمانى كه سلاطين عجم پاىتختشان شوشتر ( سوس ) بوده از عربستان بهمدان و اينحدود ييلاق و قشلاق مينمودهاند اين راه شوسه را ميانه سوس و نهاوند ساخته بودند آثار و علامات هندسى آن هنوز نمايان است امّا بمرور دهور خراب شده و حالا جز بعضى آثار و علامات چيز ديگر از اينراه ساخته باقى نيست رفتيم تا بتنگه رسيديم اين رودخانه بعضى جاها آبشار مىشود و بواسطهء ريختن آب به روى احجار كف مىكند مثل برف و تا مسافت زيادى همينطور كف سفيد دارد بقدرى قشنگ و