ناصر الدين شاه قاجار

117

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

و به سمت دست چپ رو بدرّهاى كوه برفى حركت كرديم هوا هم بسيار خوش بود مطلقا عرق نكرديم بلكه بعضى اوقات چتر هم جلو آفتاب نگاه نميداشتيم تمام راه از كوه و تپّه و درّه يا زراعت بود يا سنگ كه ديگر قابل زراعت نبود دست چپ راه ما بفاصلهء يكميدان قريهء جوجه حيدر و كمره بود و از سمت چپ آنجا يك جادّهء نرم بسيار خوبى بود كه به آسانى ميشد بالاى كوه رفت امّا حالا وقت رفتن نداشتيم و بلد هم نبوديم همين قم آمديم تا رسيديم به بالاى تپّهء كه در زير آن تپّه ده سواران واقع بود قبل از ريسيدن باينجا آبادى اين ده هيچ پيدا نبود نزديك ده بيدستان زيادى داشت به سمت بيدستان رانديم از بالاى همين تپّه كه نگاه كرديم اردو در ميانهء ده سواران و شهر نهاوند پيدا بود شهر نهاوند و باغستان محوّطه آن و درّهء سبزى كه از اينجا تا نهاوند امتداد دارد خيلى خوش‌منظر و با تماشا بود آمديم در زير سايه چند بيد كهن كه دور از ده بود بنهار افتاديم آفتاب‌گردان زدند جلو آفتاب‌گردان شبدرزارى است كه گل كرده و بوى بسيار خوشى ميداد يك سمت آفتابگردان زراعت گندم بود در كمال سبزى و خضارت زمين و هوا هم در نهايت روح و صفا طبيعت زمين و حالت هواى اينجا بسيار شبيه است به نيشابور صحرا و هوا از اين باصفاتر و لطيف‌تر نميشود نمونهء از بهشت است پيره‌زنى در اينجا ديديم كه بايد صد و بيست سال داشته باشد گلى نام با يك پسرى كه اسمش