ناصر الدين شاه قاجار
99
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
گذشته دست راست راهى بود از آنجا سربالا شديم و از نزديكى چادرهاى فوج طهران و فوج پشت كوهى و غيره گذشته رانديم هوا بشدّت گرم بود راه هم خيلى دور بود به قدر دو ساعت راه رفتيم و همه جا راه سربالا بود تا بيك درّه رسيديم درخت بيد و چشمه داشت باز رفتيم بالاتر ده كوليدر هم كه خانوار كمى داشت از بالا پيدا بود اين ده مال دختر مرحوم خانلر ميرزاى احتشام الدّوله زوجهء مظفّر الملك است مسافت زيادى كه سربالا رانديم بدرّهء رسيديم از طرف دست چپ سرازير شديم دو چنار بزرگ و چشمهء آبى در اينجا است كه سراب كوليدر ميگويند اين چنارها هزار و سيصد سالهاند دورشان خيلى بزرگ و از وسط آنها يك چنار بسيار عظيمى روئيده است چشمهء آب سرد صافى هم از زير اين چنارها بيرون ميآيد امّا جريان آب صدا ندارد و كمكم رو به پائين كه ميرود آبش به قدر سه سنگ مىشود اطراف چشمه هم اشجار كاشتهاند مجد الدّوله و اكبر خان نايب ناظر كارخانه را از صبح باينجا آورده نهار گرم حاضر كرده بودند پيشخدمتها هم حاضر بودند نهار آوردند خورديم هواى اينجا هم اگرچه سايهء چنار و كنار چشمه است امّا چندان ييلاق نيست تقريبا مثل هواى رستمآباد شميران طهران است بعد از نهار قدرى استراحت كرده برخاستيم اينجاها كبك زيادى دارد يكراهى هم از اينجا دارد