ناصر الدين شاه قاجار

97

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

بچشمهاى سراب هكّ و عمارت و ساير جاها ندارد پياده شده تماشا كرديم بعد سوار شده از توى آبادى ده بيرون رفته از تپّه بالا آمديم كه سرابهاى آنطرف را هم تماشا كنيم سر تپّه كه رسيديم ديديم چشمهاى زيادى هم از اينجا جارى است سراب ونّائى از اينطرف تپّه و اين چشمها از آنطرف جارى شده رودخانهء را كه به شهر بروجرد ميآيد تشكيل ميدهند كه يك تپّه ميانهء اين دو سراب فاصله است امّا آنطرف تپّه درخت زيادى نداشت و چندان باصفا نبود اينطرف اشجارش بيشتر است دوباره برگشته آمديم سر همان آب ونّائى به قدر دو هزار قدم زير دست ده كه درخت بيد زيادى داشت و چمن بود كنار رودخانه محلّ خوبى را انتخاب كرده فرموديم آفتاب‌گردان زدند و بنهار افتاديم اينجا هواى بسيار خوشى داشت دو طرف اين درّه كوههاى خيلى بلند سبز برفى خوب دارد كه همه جا اسب‌رو است و يكراهى هم از اينجا دارد كه بخاوه و الشتر لرستان ميرود بعد از نهار قدرى استراحت كرده برخاستيم چاى و عصرانه خورده دو ساعت و نيم بلكه زيادتر بغروب مانده بود كه سوار شديم و رانديم براى منزل و يكربع بغروب مانده وارد منزل شديم شب بعد از شام جناب امين السّلطان و مجد الدّوله و امير خان سردار و اكبر خان نايب ناظر و اعتماد الحضرة را خواسته بوديم بحضور آمدند و بعضى فرمايشات