ناصر الدين شاه قاجار

88

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

امروز در منزل مانديم دم در باغ چند چنار خيلى بزرگ است كه سايهء خوبى دارد و سكّوئى در زير آن ساخته‌اند كه آب دورش گردش مىكند امّا چون نزديك بدر بود براى ما آنجا چادر نزده بودند و وسط باغ كه محلّ چادر ما بود چون درخت كم داشت بخوش هوائى و صفاى آنجا نبود فرموديم چادر زرى بزرگ را بردند زير چنارهاى دم در زدند جاى خوبى بود نهار هم همانجا خورديم جناب امين السّلطان و عزيز السّلطان و پيشخدمتها هم حضور داشتند سه دسته از آقايان و علماى شهر بروجرد را هم امروز عصر امير خان سردار بحضور آورد آمدن و رفتن علما تا دو ساعت بغروب مانده طول كشيد باد شديدى هم امروز ميآمد كه اگر چادر ما نزديك به ديوار باغ نبود و طنابهايش را بچنارها نبسته بودند باد همه را مىكند اسامى سه دسته علما كه بحضور آمدند از اينقرار است جناب حاجى ميرزا هبة اللّه پسر ارشد مرحوم حاجى ميرزا محمود جناب حاجى آقا محمّد پسر مرحوم حاجى ميرزا ابوتراب جناب حاجى ميرزا ابوتراب پسر مرحوم آقا سيّد مراد جناب حاجى آقا مهدى پسر مرحوم آقا حسن حاجى آقا غفّار برادر زادهء حاجى ميرزا محمود مرحوم آقا جمال برادر زادهء مرحوم ايضا آقا عبد الواحد برادر زادهء مرحوم مزبور حاجى آقا طاهر پسر مرحوم ايضا حاجى عبد الحسين پسر مرحوم ايضا حاجى آقا يعقوب پسر مرحوم حاجى ميرزا ابو تراب