ناصر الدين شاه قاجار

80

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

حاجى فرج اللّه خان ياور فوج كزّاز ) ( قريهء خرحب ملكى عبّاسقليخان ) ( قريهء جلاير ملكى حاجى فرج اللّه خان ياور ) ( سنگ سفيد ملكى نعمت اللّه خان سرهنگ ) تمام اين صحرا كه امروز آمديم يا دهات بود يا زراعت آبى يا ديمى خيلى آباد و باصفا بود روز شنبه بيست و دويّم صبح برخاسته سوار كالسكه شده رانديم براى سرنجه راه كالسكه خيلى پست و بلند و سنگلاخ بود تا رسيديم بگردنه چون رفتن از گردنه با كالسكه صعوبت داشت سوار اسب شده از گردنه سربالا رانديم زمينهاى اينجا سنگ كوارس زيادى دارد بسيار خوب سنگى است به بالاى گردنه رسيده از آنطرف سرازير شديم براى ده زاليان تمام اين كوه و درّه‌ها زراعت است هركجا كوه است حاصل ديمى كاشته و آنچه توى درّه است زراعت آبى كرده‌اند همه جا از كنار زراعتها ميرفتيم اينجاها را محلّ سربند عراق ميگويند در اين ده زاليان از قراريكه گفتند گل زرد زيادى داشته است امّا ما نديديم مسافتى بالاتر از زاليان درخت بيد بزرگى پيدا بود گفتيم برويم زير آندرخت بنهار بيفتيم در كوههاى اينجا هرجا چشمهء آبى دارد درخت بيدى كاشته‌اند و همهء كوهها نرمان و اسب‌رو است اگر اردو و جمعيّت زياد همراه نباشد با جمعيّت كم شخص خوب ميتواند در اينجاها گردش و تفرّج كند يكراهى از پهلوى زاليان بسرنجه است كه از گردنه بالا ميرود امّا راه كالسكه مسافت زيادى از پائين