ناصر الدين شاه قاجار

78

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

قريهء فرّ طرف دست راست راه توى درّه واقع است اطرافش هم باغات دارد امّا قريهء حصار در روى تپّهء مرتفعى است كه خانهايش به وضع هلالى اتّفاق افتاده است يكدرّهء كوچكى هم هست كه آنطرف درّه نيز خانه ساخته‌اند كالسكهء ما را از توى كوچهاى ده ميبردند ولى راه كالسكه خوب نبود طرف شمال غربى اين تپّه چشمه‌ايست كه پنجه على ميگويند احتساب الملك را فرستاديم برود سرچشمه را ببيند و خودمان هم با كالسكه رفتيم تا نزديك سرچشمه اعتماد السّلطنه هم آنجا بود آب اينچشمه قدرى كمتر از سراب هكّ است امّا گواراتر و بهتر است بعد از ديدن سرچشمه رفتيم آنطرف چشمه كه دو نهر ميگذشت و ميانهء دو نهر جزيرهء تشكيل داده بود رعيّتها را فرموديم آمدند از سنگ و تير و شاخ و برگ اشجار روى نهر پلى درست كردند رفتيم بجزيره و فرموديم ميان جزيره آفتاب‌گردان زدند خيلى جاى خوب باصفائى بود بنهار افتاديم اين دو قريهء فرّ و حصار سابقا خالصهء ديوان بوده و حالا بملكيّت بحاجى صمصام الملك واگذار شده است در نزديكى اينجا دهى ديگر هم هست كه تنگ توره ميگويند و مال عباسقليخان پسر صمصام الملك است از اينجا كه به سمت حرّان ميروند بايد از توى درّه رو بجنوب بروند امّا از سراب عمارت تا اينجا كه همه‌جا درّه وسيعى است و از اينجا هم همينطور رو به مغرب ممتدّ است تا به خاك ملاير ميرسد و تمام طول ايندرّه و دهات و آبادى و زراعت است و دهاتى كه از اينجا تا خاك ملاير در اين درّه