ناصر الدين شاه قاجار
76
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
و رفتيم به زيارت جمعيّت زيادى از سيّد و ملّا و رعاياى دهات اطراف جمع شده بودند وارد آستانه شديم صحن با روح خوبى دارد اشجار دارد توى حرم هم دو گنبد دارد يعنى بالاى سر ضريح يك گنبد صحن از ابتدا بنا كرده و بعد روى آن گنبدى ديگر ساختهاند كه دورهء آن غلام گردش دارد خيلى بناى عالى و گنبد مرتفعى به نظر آمد اين بناها از شاه اسمعيل و ساير سلاطين صفويّه است مرحومان محمّد تقى ميرزاى حسام السّلطنه و ظلّ السّلطان پسرهاى خاقان مغفور فتحعلى شاه هم بعضى بناها در اينجا كردهاند موقوفهء زيادى دارد روى گنبد را مثل بامهاى آهنى طهران از قديم آهنپوش كردهاند جمعيّت قريهء آستانه به قدر دويست الى دويست و پنجاه خانوار مىشود عبّاسخان آستانهء هم در آنجا حاضر بود كه از ملّاكين و معتبرين آستانه است خدّام آستانه همه از دولت وظيفه و مستمرّى دارند كه از بابت ماليّات اينجا به آنها عايد مىشود خلاصه زيارت كرده آمديم بيرون سوار شديم قدرى آمده بكالسكه نشسته يكساعت و نيم بغروب مانده بود كه از آنجا راه افتاديم و غروب به منزل رسيديم يكفرسنگ و نيم راه بود قديما اين آستانه شهرى بوده و اعراب در اينجا مىنشستهاند و احتمال ميدهيم كه چون اطراف اينجا كوه و به وضع دربند است اعراب در اينجا يك اردوئى براى محافظت خودشان تشكيل داده بودند و اين تلاشوئى هم كه ميكنند و بعضى اشياء عتيقه بدست ميآورند از اسباب و اموال