ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1710
سفرنامه شاردن ( فارسى )
فرصتى مناسب بر سر نگهبانان تاختند ، و پولها را هرچه آسانتر برگرفتند و رفتند ، و هرگونه اقدام براى پس گرفتن پولها بىنتيجه ماند . در جريان اين احوال عليقلى خان سردار كل كه بارها به مناسبت از او ياد كردهام به سبب سينه تنگى درگذشت . فقط چهار روز بيمار بود و دردش به هيچ دارو درمان نيافت . در نخستين قسمت اين تاريخ كه اميدوارم به زودى طبع آن را آغاز كنم از تولد ، دوران طفوليّت ، چگونگى باليدن ، و سوانح زندگى و نشيب و فرازهاى زندگى او سخن گفتهام . از شگفتيهاى سرنوشتش اين كه هر زمان گناه مىكرد - و اغلب گنهكار بود - شاه عباس ثانى خطايش را مىبخشيد و هرگز وى را نمىآزرد . زيرا وقتى شاه - صفى اول احساس كرد مرگش فرا رسيده وسيلهء على قلى خان ، پسرش عباس دوم را از حرمسرا نزد خود خواند ، و وى را وليعهد و جانشين خويش كرد . بىترديد مىتوان باور كرد كه در طول پنجاه سال خدمت دربارى ، و هفتاد سال عمر ، زندگى هيچ كس چندين فراز و نشيب ، و صعود و سقوط نداشته است . زمانى مرگ گلويش را فشرد كه در اوج عزت و توانگرى بود . شاه همواره به او محبت و مرحمت مىورزيد ، و هرگز چيزى از او دريغ نمىداشت . چنان كه شش هفته پيش از مرگش يك قبضه شمشير ، يك خنجر ، سه جيقه كه بهاى مجموع آنها افزون بر پنجاه هزار اكو بود به او مرحمت كرد . با اين همه احسان اين بخششهاى ظاهرى و مادى در برابر مهربانيهاى قلبى و باطنى كه دربارهء وى مبذول مىفرمود ناچيز مىنمود . على قلى خان چنان وابسته به شاه بود كه وى بىصوابديد و موافقتش به هيچ كار آغاز نمىكرد . گفتى كه نام و عنوان سلطنت با صفى ، و امور پادشاهى با فرمانده كل بود . زندگى او نيز شاهانه بود ، و بسى مجللتر و باشكوهتر از ديگر درباريان روزگار مىگذراند . همواره سيصد تن صاحبمنصب و خواجه آمادهء خدمتش بودند . زمانى كه حاكم آذربايجان و فرمانده كل سپاهيان بود بىاحتساب عايدات اتفاقى ساليانه سى هزار تومان معادل يك ميليون و پانصد هزار ليور درآمد داشت . نيم اين مبلغ گزاف را خرج نگهدارى هزار و پانصد تن محافظان خود مىكرد و بقيه را به مصرف مخارج خانه و دربار خويش مىرساند . براى استفادهء شخص خود كارخانههاى متعددى در قصر خويش برپا كرده بود ، و هنرمندانى در رشتههاى مختلف : زرگرى ،