ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1684

سفرنامه شاردن ( فارسى )

شاه است ؛ بنابراين ، آقا قبلا بايد از شاه حواله بياورند تا هر چه سريع‌تر مبلغى را كه در آن قيد شده ، به شما تقديم كنم . سردار كل دريافت در اين كار تير او به سنگ خورده زيرا نمىخواست و نمىتوانست در پولى كه از آن شاه بود طمع ورزد ، و پنداشت ارامنه به عمد اين كس را نزد وى فرستاده‌اند تا بدين بهانه از قرض دادن به وى شانه خالى كنند ، اما نه چنين بود بل كه راستى اين بود كه ارامنه جز به اسمى كه هنگام اجراى غسل تعميد روى آنها نهاده بودند خوانده نمىشدند ، و چون نام خانوادگى نداشتند اسم بسيارى از آنها مشترك بود . عليقلى خان كه از اين پيشامد ناراحت و افسرده خاطر شده بود بر آن شد به هر روى و به هر بهانه ارامنه را گنهكار قلمداد كند و مجازاتشان كند . اتفاقا دو روز بعد چنين دستاويزى به دستش آمد . توضيح اين كه كلانتر ارامنه به مناسبت اين كه خدمت قابلى به شاه كرده بود مورد لطف وى قرار گرفت ، به دريافت خلعت مفتخر گرديد و پس از اين كه جامه را بر تن آراست به منظور سپاسگزارى از عنايت شاه به آستان بوسى شتافت ؛ و سپس بنا به رسم به ديدار آن دسته از بزرگان دربار كه مىپنداشت در كسب اين افتخار به نوعى مساعدت كرده‌اند شتافت . از جمله به ديدار سردار كل رفت . على قلى خان او و همراهانش را به گرمى و مهربانى پذيرفت ، و پس از پايان يافتن تعارفات معمولى موضوع وام را در ميان نهاد و به كلانتر گفت اگر دويست تومان به او قرض دهد وى پس از مدتى نه بسيار دراز اصل و فرعش را پس مىدهد ؛ همچنين به پاداش اين محبت چندان كه از دستش برآيد در دربار از پيشرفت مقاصد ارامنه در هر مورد حمايت خواهد كرد . كلانتر كه در بسيار موارد با بزرگان ايران و درباريان رفت و آمد و سر و كار داشت و مىدانست اگر پولى يا چيزى به قرض يا امانت گرفتند باز ستاندن آن دشوار بل كه ناشدنى است ، و به طبع و عادت سردار كل نيز وقوف كامل داشت كه اگر پولى را به قرض گيرد آن را هبه و يا بخشش مىپندارد و پس دادنش را واجب نمىشمارد جواب داد اگر قادر به انجام دادن اين خدمت و جلب رضاى شما بودم به خود مىباليدم اما در شرايط حاضر به هيچ روى نمىتوانم ، زيرا تمام سرمايهء ما در هند و اروپا و ديگر عاملان و وكيلان ما متمركز شده ، و متأسفانه پيش از بازگشتن آنها نمىتوانم درخواست شما را بپذيرم . سردار كل به نصف ، و سپس به يك سوم اين مبلغ راضى شد ، اما آن