ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1660

سفرنامه شاردن ( فارسى )

احترامگزارى را به جا آوردند . شاه به آنان اجازهء نشستن داد . مترجم از زبان سفير مراتب ادعيهء صادقانهء حاكم باتاويا را براى دوام سلامت و بقاى سلطنت شاه بيان داشت ، و شاه پس از اظهار خشنودى فرمود : آقاى سفير ، خوش آمديد ، و اگر استدعايى داريد به عرض برسانيد . مترجم هلندى فرصت را غنيمت شمرد و از زبان سفير به اختصار معروض داشت : اعليحضرتا ، از زمانى كه شعبه كمپانى هلند در ايران داير شده تا اين زمان همواره از حمايت پادشاهان پيشين به حدّ كمال بهره‌مند بوده است ، و كمپانى اكنون نيز اميدوار و متوقع است كه شهريار مفخم پشتيبانى خود را دريغ ندارند ، و امتيازاتى را كه به كمپانى داده شده تصديق و تأييد فرمايند . اعليحضرت در جواب مستدعيات سفير فرمود : آقاى سفير ، من شما را مانند يك مهمان و ملت شما را به مثابه دوست خود مىنگرم ، و همه امتيازاتى را كه پدرم و پادشاهان پيشين به كمپانى هلند اعطا فرموده‌اند تصديق و تأييد مىنمايم . فرستادهء هلند و همراهانش رسم تعظيم و تكريم به جا آوردند ، و سفير معروض داشت ، ما همواره به مراحم ملوكانه مستظهر بوده‌ايم و خواهيم بود ، و اگر ما را به ارجاع خدماتى مأمور فرمايند از فخر سر به آسمان مىساييم ، و اكنون با نهايت توقير استدعاى مرخصى داريم تا هرچه زودتر خود را به بندرعباس برسانيم ، زيرا در آن جا كه مركز فعاليت كمپانى است كارها رو به اختلال نهاده است . در اين هنگام تفنگدارباشى از زبان شاه به سفير گفت اعليحضرت مىفرمايند براى چه سفير در رفتن چندين شتاب دارد . بهتر است تا موقع ورود دربار در پايتخت بماند تا در مراسم بار عامى كه تشكيل مىشود شركت جويد ، و بيشتر مورد عنايت شاه قرار گيرد . هلنديان دگر بار به آيين اول رسم تعظيم به جا آوردند ، از آن پس با نهايت احترامگزارى از مراحم شاهانه تجليل و سپاسگزارى كردند ، و سفير گفت در اين هنگام بزرگ‌ترين كرامت شاهنشاه عظيم الشأن نسبت به ما بندگان اينست كه اجازه مرخصى به ما مرحمت فرمايند ، زيرا امور كمپانى در بندرعباس روز به روز شوريده‌تر و پريشان‌تر مىگردد . شاه با اشارهء سر با استدعاى آنان موافقت كرد و فرمود اكنون كه در رفتن عجله داريد مانع شما نمىشوم ، به نام و به اميد خدا برويد ، و همواره به مراحم كامل ما مطمئن و مستظهر باشيد ، و اگر حاجتى و مشكلى پيش آمد به عرض برسانيد اجابت