ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1394

سفرنامه شاردن ( فارسى )

زاينده‌رود بپيوندد ، امّا توفيق نيافت . بار دوّم محمد بيگ صدر اعظم شاه عباس كه به امور فنى شوق بسيار داشت بر اثر نويدهايى كه دوشنهء فرانسوى ) DuChenai ( به دو داد در صدد اجراى اين كار مهم برآمد . دوشنه كه به امور مهندسى فى الجمله آشنايى داشت ، چندان صدر اعظم را در رسيدن به هدف اميدوار نمود كه محمد بيگ سر رشته و اختيار كار را به دست او سپرد . دوشنبه بر اين نيت بود در كوه حد فاصل ميان دو رود حفره‌اى ايجاد كند و با منفجر كردن آن حفره راهى براى پيوستن كوهرنگ به زاينده‌رود بگشايد ، امّا اجراى اين كار هيچ نتيجه نبخشيد . از آن زمان طرح پيوستن كوهرنگ به زاينده‌رود در بوتهء فراموشى نهاده شد ، و مردم بر اين باور شدند كه اين مهم كارى ناشدنى است . رود كوهرنگ پس از سيراب كردن قسمتى از سرزمين كلده به رود فرات مىپيوندد . « 1 » طول باروى دور اصفهان در حدود بيست هزار گام است . اين حصار از گل ساخته شده ، و در نگهدارى آن نيز دقت نشده است . همچنين در سراسر بارو ، هم در بيرون و هم درون ، چندان خانه و باغ ساخته‌اند كه در بسيار جا آسان ديده نمىشود . وضع باروهاى ديگر شهرهاى ايران نيز چنين است . از اين رو بسيارى از جهانگردان كه به ايران سفر كرده‌اند به خطا در سياحتنامه خويش نوشته‌اند كه غالب شهرهاى ايران بارو ندارد . اين اشتباه محض است و تقريبا همه شهرهاى ايران داراى برج و باروست . آنچه بيشتر مايهء كمال زيبايى و منظر دلپسند اصفهان مىباشد كاخهاى باشكوه ، خانه‌هاى فرح افزا ، كاروانسراهاى گشاده دامن و بازارهاى ديدنى آن مىباشد . در دو طرف خيابانهاى اصلى شهر جويهاى آب جارى است ، و درختان ستبر و سايه‌ور ، سر به ابر برافراشته‌اند . امّا كوچه‌هاى شهر غالبا تنگ ناصاف ، پر پيچ و خم ، و چنان است كه عابر نمىتواند از ميان كوچه و از دويست قدمى

--> ( 1 ) در زمان سلطنت شاه تهماسب مير فضل الله شهرستانى حاكم اصفهان مأمور ساختن تونل كوهرنگ شد ، و در سال 966 هجرى قمرى كلنگ شروع به كار را بالاى كوه موسوم به كاركنان بر زمين زد . اما موانع بزرگ ادامه كار را متوقف كرد . شاه عباس نيز به انجام دادن اين مهم توفيق نيافت . سرانجام عمليات طرح پيوستن آب كوهرنگ به زاينده‌رود در مهر ماه 1327 شمسى آغاز گرديد و پس از پنج سال فعاليت مداوم در مهر ماه 1332 شمسى پايان گرفت ، و روز 24 مهر 1332 گشايش يافت . ( نقل به معنى به اختصار از دائرة المعارف فارسى به سرپرستى دكتر مصاحب )