ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1357

سفرنامه شاردن ( فارسى )

آغاز مىكنند . زيرا در ايّام روزه‌دارى از خوردن گوشت و تخم مرغ ممنوعند . بعضى از آنان به من گفتند چون خوردن تخم مرغ مانع آنست كه آشاميدن مشروب به سرعت اثر كند آن را در آغاز غذا خوردن به كار مىبرند . از آن پس دو قاب بزرگتر آوردند كه در يكى سه دو جين كبوتر سرخ شده ، و ديگرى هجده قطعه گوشت گوسفند بود و هر قطعه به يكى از ميهمانان اختصاص داشت . روى اين قابهاى بزرگ را نخست با نان نازك و سپس با پارچهء نازك سپيدى پوشانده بودند . اين قابها را اول پيش ميزبان بردند . وى پارچه ، سپس نان را از روى آنها برداشت . پاره‌اى از آنچه در آن بود براى خود برگرفت ، سپس قابها را پيش نمايندهء شركت انگليس بردند ، و بعد نزد من آوردند ، و پس آن‌گاه به نوبت به ديگران عرضه داشتند . اين نيز گفتنى است كه اگر يكى از ميهمانان آنچه را كه از قاب برداشته است عوض كرد ، مثلا كباب پرنده را با كباب گوشت گوسفند سودا كرد ، يا هر دو را برداشت بر او عيب نمىگيرند . يك ربع ساعت بعد ، گوشت سرخ شدهء خروس و خاگينه ، و از آن پس ظرفهاى چينى تغار مانندى آوردند كه درون بعضى سوپى تند ، و برخى آبگوشتى پر از قطعات گوشت گوسفند يا گوشت پرندگان ، يا گوشت نمك سود گاو ، يا قيمهء ممزوج با چند نوع سبزى ، يا گوشت پخته شده در برگهاى درخت انگور بود . روى اين ظرفهاى چينى تغار مانند را با درپوشهاى سيمين يا مسين قلع‌اندود پوشانده بودند . در دنبالهء اين پذيراييها چند قاب چوبى زيبا و بزرگ كه در آنها دو دو جين بشقاب چينى روى هم چيده شده بود ، ميان سفره ، رو به روى ميزبان گذاشتند . دو تازه جوان چابكدست روى زانو نشسته بودند ، هر كدام كارد تيز و بزرگى در دست داشتند ، و در كنار هر كدام يك قاشق سيمين بزرگ بود . اين دو تازه جوان تا هنگامى كه سفره را برچيدند چشم به ميزبان دوخته بودند تا به اشارهء او آنچه از آن غذاها كه مورد نظر ميهمانان بود در آن بشقابها بريزند ، و به خدمت آنان ببرند . آسان باور نمىتوان كرد كه اين‌گونه پذيراييها با چه نظم و سكوت پايان مىپذيرد . ميزبان پيوسته مترصّد و خواهان آنست كه بهترين غذاها به شخصيّتهاى بزرگ شركت كننده در مجلس ضيافت برسد . بعد از اين پذيراييها جلو هر يك از ميهمانان دو ظرف چينى پر از شربت كه هر كدام طعم و مزه خاص داشت نهادند . در هر يك اين دو ظرف يك قاشق چوبى