ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1354
سفرنامه شاردن ( فارسى )
هرجا كه مىخواستند گوسفند مىكشتند . حتى از اين كار جلو درگاه اتاق مسكونيشان خوددارى نمىكردند ، و همان جا كثافات رودهء گوسفند ذبح شده را مىانباشتند . آشپزخانهشان چون غار درندگان مىنمود . غذاشان را به صورت ناخوشايندى چاشنى و ادويه مىزدند . بوى سير و برخى چيزهاى ديگر كه از آنها به مشام مىرسيد دل را رنجه مىداشت . سخن كوتاه كه از مسكويها كثيفترند . من بارها در ايران و هند و جاهاى ديگر تاتارها را ديدهام . بالايشان از اندام ما كوتاهتر ، و نسبت به تنشان كلفتتر است . چهرههاشان پهن ، و رنگ صورتشان سرخ سوخته مىباشد . بينىشان پهن و چشمانشان كوچك است . خلاصه آنكه شكل و هيكلشان مشابه قيافهء چينيهاست . درست همانند اقوامى كه در شمال درياى خزر و در شبه جزيرهء مالاكا سكونت دارند . روز ششم آقاى سارهت Sarhet داراترين بازرگانان ارمنيهاى مقيم ايران مرا به اين تاجر و چهار برادرش كه از بازرگانان اصيل و سرمايه دار ارامنه مىباشند ، و دارايى هر يك آنها از چهارصد تا پانصد هزار ليور درمىگذرد معرفى كرد . عدّهء خانوادههاى عيسوى مذهب ساكن مشرق زمين بسيار است ، از جمله شمار ارمنيهاى مقيم اصفهان از پانصدتن درمىگذرد . اينان همه با هم خويشاوندند ؛ با يكديگر رفت و آمد ، و با هم ازدواج مىكنند . عروسى آنان غالبا بدون تجمل و تشريفات پرخرج انجام مىگيرد . دختران بىآنكه توقّعات زياد داشته باشند به خانهء شوهر مىروند ، و مىتوان گفت همه دختران رسيده شوهر دارند . اما زنان بيوه كمتر دگربار عروس مىشوند . پيوند زناشويى ارامنه كمتر گسسته مىشود . مردان ارمنى غالبا كشاورزى يا بازرگانى مىكنند . مجلس ضيافتى كه به آن اشاره كردم در خانه برادر بزرگتر تشكيل شد . نماينده تجارى انگلستان در اين ضيافت شركت داشت . بهتر بگويم اين دعوت به خاطر اين برپا شده بود كه نمايندهء تجارى انگلستان را به شركت در امور تجارى خود تشويق كنند . بيشتر دعوتشدگان در ضيافت كه عدهشان بر بيست تا بيست و چهار نفر بالغ بود از وابستگان امور تجارى بودند . من ساعت يازده به جمع ايشان پيوستم . شركتكنندگان در ضيافت در سالن بزرگى به شكل كثير الاضلاع كه از هر سو به باغ مشرف بود جمع آمده بودند . بالاى اين تالار بزرگ گنبدى بر روى چهار طاق هلالوار ساخته شده بود . و سراسر ديوارش با آب زر و لاجورد به شيوهاى بس زيبا هنرمندانه نقاشى شده بود . در ديوارها طاقچههاى