ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1656

سفرنامه شاردن ( فارسى )

وجود و پايدارى كند . افزون بر اين وى به منظور حسن جريان امور به تفنگدار باشى عنايت و محبت بيشتر داشت و اين مرد بدسرشت نه تنها خود قويّا بدخواه ارامنه بود بلكه چون ناظر در زمان پادشاهى شاه فقيد همانند مخدومش به اين گروه محبت مىورزيد مورد عناد و نفرت تفنگدارباشى بود . فرنگيان نيز همانند ارامنه و به همان سبب از مرگ شاه فقيد سخت متأثر و متحسّر بودند . زيرا مسلمانان بر عموم به كليهء كسانى كه به دين ايشان نمىباشند خصومت مىورزند . در نظر آنان همه فرنگيان كافرند ، و فرق ميان شاخه‌هاى مختلف پيروان دين مسيح نمىتوانند . از اين رو زندگى كردنشان دور از وطن اگر سايهء رحمت و عاطفت شاه بر سرشان گسترده نباشد بسيار سخت و بد آرام مىباشد . چنان كه پيش از اين اشاره كردم شاه نسبت به خارجيان مرحمت و محبت بسيار داشت و خلاف مروّت مىشمرد كه در ايران به آنان بد بگذرد . از اين رو هيچ كس از عالى و دانى را جرأت آن نبود كه با فرنگيان به تلخى و درشتى رفتار كند ، و مسيحيان وى را پدر خويش مىشمردند و نه دوستدار خود . اما هيچ كس اميد آن همه حمايت و برخوردارى از امتيازات گوناگون از شاه نو نداشت . همه باور داشتند كه پس از آن همه روشنى تيرگى و بعد از چندان آسوده دلى حرمان و حسرت نصيبشان خواهد شد . مقارن با اين زمان چنان كه پيش از اين ياد كردم هوبردوولرس Hubert de Lairesse با پيشكشهاى لايق براى شاه و درباريان از باتاويا به ايران آمده بود تا روابط تجارى ميان كمپانى و بازرگانان ايران را كه بر اثر كج‌تابى و ناسازگارى حاكم فارس و بندرعباس گسيخته شده بود از نو برقرار و استوار كند . در اين هنگام بندر معتبر عباسى به جاى بندر هرموز كه رو به روى آن بود مركز تجارت شده بود . سفير كمپانى در ماه ژوئيه به دربار رسيد ، و در درّهء ساور Saver واقع در مازندران چهار فرسنگى درياى خزر و دوازده فرسنگى استرآباد شرفياب گرديد ، و چنان به درايت و نكته سنجى مستدعيات خويش را عرضه داشت كه پس از سپرى شدن پنج هفته به كلّيهء مقاصد خود كامياب شد . در ماه سپتامبر موفق و شادمان به اصفهان بازگشت و بر اين نيت بود كه در اوايل ماه اكتبر به بندر عباس عزيمت كند ، در آن‌جا مركز تجارتى كمپانى هلند را در اختيار خود بگيرد و به انجام دادن وظيفه بپردازد . بندر عباس را شاه عباس اول بنا نهاد ، و امور تجارى بندر هرموز را بدين بندر