ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1626
سفرنامه شاردن ( فارسى )
منشى باشى بودند و جملگى از افراد معتبر و روى شناس دربار بودند اين بود كه وقتى شاه نو از اقامتگاه خود كه در حقيقت زندانش بود به محلّ تاجگذارى ظاهر مىشود به نمايندگى از سوى مخدومان خويش خود را در پاى وى اندازند ، و در تمام طول مراسم تاجگذارى حاضر باشند . همچنين اعضاى انجمن مقرر داشتند همراهان تفنگچىباشى روز بعد ، پيش از سرزدن آفتاب اگر منجم باشى پس از نگريستن به اسطرلاب و شناختن وضع و سير ستارگان ساعت را مناسب بداند از دربار خارج شوند ، و گر نه تا وقتى ساعت سعد فرا رسد به انتظار بمانند . همچنين قرار شد هر يك آنان تنها خود را به كاروانسراى نو واقع در چهار فرسنگى دامغان برساند و در آنجا منتظر رسيدن ديگران بماند تا بيرون شدن دسته جمعى آنان از اردوگاه سلطنتى مورد كنجكاوى و توهّم عامه نگردد . و آن گاه كه همهء دوازده نفر به هم پيوستند با هم به سوى پايتخت حركت كنند . سوّم اينكه اعضاى انجمن موافقت كردند از سوى آنان نامهاى به شاه نوشته شود ، و پس از اينكه متن آن مورد تصويب و تأييد آنان قرار گرفت به دست تفنگچى باشى سپرده شود تا وى در حضور شاه بخواند . چهارم اعضاى انجمن بر اين نكته همراى شدند كه موضوع مرگ شاه پوشيده ماند ، و براى حصول اين مقصود قرار شد هر يك آنان طبق روزهاى پيش از فوت شاه ، به كارهاى خويش ادامه دهد ؛ همچنين بنا به معمول پيرامون كاخ شاه نگهبان بگمارند تا مردم تصور كنند كه شاه همچنان بيمار و زنده است و شفا مىيابد ، و نيز خواجگان حاضر در مجلس نگذارند كه راز مرگ شاه در دربار از پرده بيرون افتد . همچنين به هر تدبير كه ميسر شود زنان را از شيون و ضجّه كردن باز دارند و تسكين دهند تا صداى ناله و ندبهشان به بيرون نرسد . راى افراد انجمن بر اين قرار گرفت كه طبيبان و خواجگان به معاونت يكدگر جسد شاه فقيد را موميايى كنند و در تابوتى قرار دهند تا مهر و موم شود ، و در آخر تصميم كردند هشت روز بعد كلّيهء تشكيلات و افراد اردو از ديه خسروآباد به محلّ موقّت استقرار دربار بيرون شود ، و چون با وجود مشكلات ناشى از وقوع چنان ضايعهء عظيم ، و دشواريهاى گوناگون ديگر پيمودن راه دراز تا كاشان در روزهاى معدود ناممكن مىنمود قرار شد با اتخاذ تدابير مؤثر و انتخاب راهى كوتاهتر چنان سفر را به پايان برند كه هيچ كس و گرچه بسيار كنجكاو باشد از وجود شاه بدان حالت