ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1623

سفرنامه شاردن ( فارسى )

تصميم كردند حمزه ميرزا پسر كوچكتر شاه فقيد را به سلطنت بردارند ، اما اكنون كه آقا مبارك با اطمينان كامل اين مژدهء بزرگ را به ما مىدهد كه فرزند ارشد شاه زنده و از بينايى كامل بهره‌مند است تأمل و مشورت بيجاست ، و بايد بىدرنگ وى را به شاهى برگزينيم ، و من به نوبهء خود با نهايت شوق و شادى و صميميّت به سلطنت وى راى مىدهم ؛ آغاز پادشاهيش را مباركباد مىگويم و بر اين اعتقادم كه هم اكنون بايد به تهيّهء مقدمات تاجگذارى شاه نو بپردازيم . عزم و استقامت حاضران در ادامه دادن راهى كه در آغاز تشكيل انجمن پيش گرفته بودند به شنيدن سخنان صدراعظم چنان سست شد كه چاره كردن نتوانستند و ندانستند كارى را كه موافق دلخواه و به مراد طبع خود آغاز نهاده بودند بر خلاف ميل خود به پايان برند . شرايط زندگى آنان را منافق ، جبان و بىشخصيّت بار آورده بود . به ظاهر افرادى باشكوه و خداوند راى و تدبير مىنمودند ، اما در حقيقت جملگى فاقد اراده و چون بنده و برده بودند ، و وجود و عدمشان ، بزرگى و دولتمندى شان به ارادهء شاه بستگى داشت . از اين رو بىآنكه احساس خفّت و شرمسارى كنند و نارضايى خويش را پنهان بدارند همزبان گفتند اكنون كه بر همگان مسلّم شده كه هيچ مانعى براى به سلطنت رسيدن شاهزاده صفى پسر ارشد شاه فقيد در ميان نيست بر ماست كه او را از حرمسرا بيرون آوريم و بر تخت پادشاهى كه از آن او و سزاوار اوست بنشانيم ؛ و بدين گونه شاهزاده صفى ميرزا بر خلاف ميل باطنى سران دولت و بزرگان دربار به پادشاهى ايران انتخاب گرديد . سپس صدر اعظم گفت پس از انتخاب فرخندهء پسر ارشد شاه متوفى به سلطنت ، بايد به كار مهم ديگر بپردازيم يعنى بىدرنگ ميان گروه بزرگان دربار كسى را انتخاب كنيم و سريعا به اصفهان بفرستيم تا شاه نو را از حصار حرمسرا كه در حقيقت زندان اوست بيرون آورد ، با تشريفات شايسته به تخت پادشاهى بنشاند ، و وى را صاحب اختيار كلّ ممالك محروسه ايران بخواند . اگرچه برگزيدن چنين شخصى با مقايسه با انتخاب شاه كاملا فاقد اهميت بود برايشان آسان نبود زيرا هر يك ايشان در اين مورد نظر خاص داشت و مصالح خود را مىپاييد ، و همدل و همداستان نبودند ، اما به هر روى همراى بودند كه فرستاده بايد فردى از بزرگان انجمن باشد . همهء آنان بر اين عقيده بودند كسى كه اين مژدهء بزرگ را به شاه مىبرد بىگمان مورد توجه دايم شاه قرار مىگيرد ، در او نفوذ مىيابد و زودتر از