ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1334

سفرنامه شاردن ( فارسى )

فصل پانزدهم هيأت روحانيان من اين فصل را مىتوانستم به نام حكومت جامعه روحانيان بنامم اگر اين جامعه داراى حكومتى جدا از حكومت سياسى بود . زيرا همهء دادرسيها و امور شرعى در دست قاضى است ؛ به سخن ديگر قوهء قضائيه مركب از جامعه روحانيون مىباشد ؛ زيرا ايرانيان بر اين اعتقادند كه تنها اين گروه بنا بر اراده و مشيّت ربّ جليل حقّ دخالت در امور قضاوت را دارند ، و چنان كه من به مناسبت در آغاز اين مجلّد آورده‌ام بر حسب عواملى خاص حقوق شرعى و مدنى با هم اختلاط و امتزاج يافته ، بنابر اين من نيز ناچارم براى بيان اين موضوع عنوان حقوق مدنى را به كار بگيرم . جامعهء روحانيان ايران متشكل از آية الله بزرگ ، حجة الاسلام ، قاضى ، و مفتى است ، و قضاوت در امور مدنى و حقوقى وظيفهء ايشان مىباشد ، چنان كه در جامعه يهوديان همين مقررات جارى است ؛ و من به ترتيب مقام و شغل به شرح وظايف و مسؤوليتهاى آنان مىپردازم . آية الله با مجتهد اعظم صدر « 1 » ناميده مىشود . اين كلمه عربى و به معنى بالاتنه ، خاصه آن قسمت بدن است كه ما سينه مىگوييم ، اما مجازا به مفهوم عالى جاه ، جاه‌مند است كه اصطلاحا صدرنشين مىگويند ، يعنى نشسته در بالاى مجلس

--> ( 1 ) - صدر جز اين چندين معنى دارد ، از جمله سمت كسى كه قضات و متوليان موقوفات را معين و منصوب مىكند ؛ ركن اول مصراع هر بيت ؛ اول و عنوان نامه ، مرقد ، روضه ، تربت ، مجلس ، محفل ، بالاى مجلس ، پيشگاه ، رئيس ، مهتر ، سرور ، سيّد گر به صدر او درآيد سائلى عريان چو سير * با حرير و حلّه تو بر تو رود ، همچون پياز