ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1594
سفرنامه شاردن ( فارسى )
عاقبت انديشند . زود فهم ، محتاط و داراى قوهء تميز و تشخيص مىباشند ؛ و با اينكه از يك سو با عثمانى و از دگر سو با هند همسايهاند ، نه مانند عثمانيها خشن و درنده خو ، و نه همانند هنديان زود باور و كم فكر مىباشند . ايرانيان فكر روشن ، طبع ملايم ، و قابليّت تمدن پذيرى و شهرنشينى دارند . اين قاعدهء كلّى است كه اخلاق و رفتار و كردار هر ملت متناسب با دين و آيين آنهاست ، و چون دين اسلام با اديان ديگر مخالفت و مباينت تمام دارد ، از اين رو پيروان اين كيش نسبت به معتقدان دينهاى ديگر دشمنى و كينهء سخت مىورزند . عناد و خصومت مسلمانان به پيروان مذاهب ديگر بىپايان است ، و بر اين اعتقادند كه مال و جانشان برايشان حلال است ؛ و به دشوارى فرصت و اجازهء زندگى كردن به آنان مىدهند . و چون كيش مسيحى با اصول اسلام موافقت ندارد ، و تبليغ مسلمانان در مسيحيان درنمىگيرد ، با آنان به دشمنى رفتار مىكنند . تركان عثمانى به سبب همين تضاد مذهب پيوسته با مسيحيان سر خصومت دارند و در انديشه جنگند ، به سخن ديگر تباين دين بيش از طبع خشن و ناسازگارشان ، آنان را به جدال با ما برمىانگيزد ؛ و هر جا و هر زمان فرصت يابند قصد جان و مال مسيحيان مىكنند . اما ايرانيان نه چنيناند ، و طى قرنهاى گذشته هرگز به جنگ با مسيحيان برنخاستهاند . در سرزمين ايران مسيحيان بسيار زندگى نمىكنند . آنان كه هستند پيوسته سر تسليم و فرمانبردارى فرود مىآورند ، و چون ايرانيان به طبع مردمانى آرام و سازگار و داراى عواطف و احساسات انسانى مىباشند هرگز تصادم ميان آنان و مسيحيان روى نمىدهد . چنانكه ياد كردم ايرانيان لطيف طبع و منطقى و صاحب فكر روشن مىباشند ، و همين خصايص بلند و عالى آنان را به عالم ادبيات و هنر و علوم مختلف رهنمون مىشود ، و ديگران را به مصاحبت ايشان برمىانگيزد ، و من به جدّ بر اين باورم كه در سراسر اروپا هيچ كشورى نيست كه مردمان آن به قدر ايرانيان شيفته و دلباخته علم و هنر باشند و به تحصيل آن بكوشند . به سخن ديگر در هر شرايط و احوال به فراگرفتن معلومات تازه و كسب هنرهاى جديد اهتمام مىورزند . حتى پيشهوران و كشتگران از مطالعهء كتابهاى خوب غفلت نمىكنند ، و همه بر عموم ، چندان كه ميسّرشان باشد فرزندان خود را به تحصيل دانش و هنر مىگمارند . بچههاى خود را از پنج سالگى به مكتب مىسپارند ، و مىكوشند كه آنان را وارد مدارس عمومى كنند . در آنجا نه تنها معلّمين حق التعليم نمىگيرند ،