ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1531

سفرنامه شاردن ( فارسى )

« توجّه به ذات لا يزال ، و اعتقاد صافى به يكتايى و دانايى و بينايى پاك يزدان شيوهء مؤمنان صادق در دنيا ، و مايهء رستگارى اين نيك بختان در آن سراست . » « هيچ كس به آدمى نزديك‌تر و مهربان‌تر از خدا نيست ، و در نظر خلقان هيچ ناشناخته‌تر از پروردگار نمىباشد . شگفت اين‌كه خدا به مردمان چنين نزديك است ، و انسان چنان از خدا دور . » « آستان منيع پروردگار كه پرستشگه مؤمنان راستين است ، پناهگاه مطمئن بلا رسيدگان و مصيبت ديدگان و دردمندان نيز مىباشد . » « اراده و خواست خداى منّان سنگ محكى است تا بدان وسيله سيه دلى پنهانى نابكاران آشكار و شناخته گردد ، همچنان‌كه محك زر سره را از غش مىنمايد . » « آن‌كه رضا به دادهء دادار آسمان مىدهد و بر آستان خدا سر تسليم و تمكين مىنهد از همهء مصائب و بلاها و محنتهاى دو جهان مىرهد . » « كسى كه جز رضا و خشنودى خالق اكبر انديشه‌اى در سر ندارد ، و به عشق خدا مىزيد هرگز نمىميرد ؛ و نيك بخت كسى كه خرد رهنماى اوست . » دور اين بناى مجلل را بنا به شيوهء ايرانيان باغى بزرگ فرا گرفته و حوض مستطيل شكلى كه سطحش از شصت پاى مربع درمىگذرد جلو آنست . افزون بر اين عمارت باشكوه دو بناى همانند مخصوص پذيرايى و يك حرمسراى بزرگ و آراسته كه در شكوه‌مندى كم از عمارت ديگر نيست ، در آن است . مخارج ساختمان كليّهء اين بناها را زن صدر خاصه پرداخته تا شوهرش ميان مردمان مقام و مرتبت شايسته داشته باشد . زيرا پادشاهان ايران دختران خود را به بزرگان و نجيب زادگان جاه جو و دلير شوهر نمىدهند از آن‌كه مىترسند دامادشان روزى هوس پادشاهى كند و فتنه‌ها برانگيزد . براى رفع اين نگرانى ميان جامعهء ملايان يا فقيهان كسى را كه به طبع آرام و نيك صورت باشد به دامادى برمىگزينند ، و به او سمت اجتهاد يا ديگر مناصبى از اين گونه مىدهند ، و اين براى داماد طالعى بلند و فرخنده است كه افتخار دامادى شاه را مىيابد . امّا اين گل زيبا و بويا خارهاى خلنده و گزنده دارد زيرا هر فرزند نرينه‌اى كه از اين پيوند در وجود آيد نابينا يا كشته مىشود . نزديك اين عمارت بناى ديگرى است كه آن را خانه گاو مىنامند زيرا سابقا به فرمان شاه در اين ساختمان يك گاو نر و يك گاو ماده كه بلندى بدنشان افزون بر