ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1523
سفرنامه شاردن ( فارسى )
ميدانى براى اجراى مسابقات ساخته شده است . محيط حوض سوم كه آن نيز هشت ضلعى است صد و هشت پاست ، و باغ تخت و باغ بلبل در اطراف آن واقعند . حوض چهارم بالاتر از آبشار مىباشد ، محيطش بيست پاست ، و در جانب چپ آن دروازهء بزرگى است كه با زيبايى و استادى هرچه تمامتر زركارى و نقاشى شده و رو به حومهء شهر دارد ؛ و در سمت راستش نيز دروازه ايست كه به طرف كاخ سلطنتى گشوده مىشود . حوض پنجم نيز كوچك و نزديك آبشارى واقع است و باغهاى پيرامونش باغ تاكستان و باغ توتستان ناميده مىشود . حوض ششم چهار - گوشه و درازاى دورش صد و بيست و هشت پاست . باغهاى رو به روى اين حوض ، باغ خانقاه درويشان حيدرى و باغ درويشان نعمة اللهى است . زيرا اين باغ و بناها و ديگر متعلقات آنها اختصاص به درويشانى دارد كه پشت پا به دنيا زده ، از آن روى برگرداندهاند ؛ پول و ثروت در نظرشان خاك مىنمايد ؛ عمر را به آوارگى و بىخيالى و سستى مىگذرانند ، از گدايى روزى مىخورند ، و از راهبان اروپايى به غايت آزادهتر و وارستهترند . زيرا درويشان موصوف زاهدان واقعى مىباشند ؛ همه به تجرد و تنهايى روزگار مىگذرانند و هر كدام مسكنى جداگانه دارد . من به افسانهها و داستانها و حكايات و نكتههاى دلنشين همواره دلبستگى داشتهام و هر زمان مفاهيمى دلپسند و خردمندانه در آنها بيابم به دل و ذهن مىسپارم ، و اين رباعى زيبا و شوقانگيز را كه در اين جا خواندهام به خاطر سپردهام : « به اين واعظ كه در حال وعظ و عبادت است نيكو بنگريد ، به سخنانى كه دربارهء آتش و سعير عذابآفرين و اليم دوزخ مىگويد و به دلها دهشت مىافگند گوش فرا دهيد ؛ او به تظاهر براى نماياندن زهد خويش هرگز از جام سيمين آب نمىنوشد ، امّا اگر فرصت يابد و بتواند خود جام را مىبلعد ؛ » و كسى در كنار اين رباعى با مركب نوشته است : « اين واعظ همانند قاضيانى است كه مردم را به راستى و درستى مىخوانند ، و براى فريب دادن خلق اشك مىريزند ، اما از ربودن و دزديدن مال يتيمان و بيوه زنان هرگز خوددارى نمىكنند . » محيط حوض هفتم صد و بيست و چهار پاست ، و از اين حوض آب در جويها ، و كوچههاى مجاور جريان مىيابد . ميان دو حوض آخر ، سومين آبشار جاى دارد . و در اطرافش دو كوچه است كه يكى از آن دو به باغ ميرزا ابراهيم طبيب شاه صفى منتهى مىشود . پدر و مادر اين پزشك هر دو طبيب ، و هر دو پزشك دربار شاه عباس بزرگ