ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1499
سفرنامه شاردن ( فارسى )
چندان به شاه گفتند كه سخت به داشتن آن مايل شد ، و سرانجام آن را بدين ترتيب به دست آورد . شاه دو يا سه بار ملك على قمى يكى از دزدان معروف را عفو كرده بود ، فرمود او را حاضر كنند . چون آمد به او گفت يا بايد اين اسب را بربايد و بياورد يا جان بر سر اين كار نهد . در آن هنگام امپراتور عثمانى در قسطنطنيه به سر مىبرد . ملك على به آنجا رفت . صدها افسون و نيرنگ به كار برد و چنان خود را صادق و امين نشان داد كه نگهدارى و تيمار كردن غزال را به او سپردند . يك روز كه هوا خوب بود ملك على بر غزال سوار شد ، به سرعت و از بىراهه خود را به ايران رساند ، و غزال را به شاه تقديم كرد . از آنجا در راهى كه به ميدان كهنه مىرسد چندين بناى معتبر وجود دارد كه از آن جمله كاخ و گرمابه ميرزا صدر جهان مستوفى الممالك است . مسلمانان مشرق زمين مخصوصا ايرانيان القاب پرمعنى و بزرگى براى خود انتخاب مىكنند كه برخى تازى و بعضى فارسى است ، و اين القاب بيانگر آمال و اميدهاى ايشان مىباشد . گفتنى است كه اين رسم از عبرانيان به ايرانيان انتقال يافته و به هر صورت اسم و القاب آنان از نام و لقب ما غربيان كه غالبا فاقد معنى است بسى بهتر است . سپس راه به كاخ مشعلدار باشى مىرسد كه مسجد و بازارچهاى به همين نام كنار آنست . پس از آن كاخ ولى جارچىباشى است كه شغلش مهم است ، و بعد كاروانسراى درگزينىهاست . و درگزين شهرى از گرجستان مىباشد . سپس كاخ ميرزا كوچك يا شاهزاده كوچك متولّى موقوفات سلطنتى است ، و يك حمام و يك بازارچه كه همان جاست به نام اوست . بعد حمام ميرآخر باشى ، سراى عباسقلى بيگ مهردار است . اين خانه بر سر چهار راهى است كه دو كوچه يكى كوچهء ذو الفقار كه نام شمشير على است ، و ديگرى كوچهء فريدون طبيب رو به روى آنست . ديگر كوچههاى مهم اين محلّه عبارتند از كوچهء فراشباشى ، كوچه نقشيان ، كوچه ميرزا فصيح كه در هريك اين كوچهها گرمابهاى به همين نام است . از آن پس كوچهء كلاهدوزان است كه تكيهء درويشان در آنجا مىباشد . اين تكيه در ميان باغى ساخته شده ، ديوارهاى آجرى مشبك دارد ، و چنان است كه از بيرون درون ، و بالعكس از داخل خارج آن ديده مىشود . تكيهها و خانقاههاى مسلمانان غالبا ديوارهاشان مشبك است . چنين جايگاهها براى رياضت كشيدن و تجرّد و عزلتگزينى از ديرهاى ما اروپاييان كه ديوارهايش مانند باروى قلاع جنگى