ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1464

سفرنامه شاردن ( فارسى )

صدر اعظم شاه عباس دوم كه بزرگ مردى راست طبع و ستوده كار و مدبر بوده به منظور استخراج طلا و نقره كه مخارج آن غالبا بيش از منافعش مىباشد ، نهاده است . اما چون مدت كوتاهى پس از شروع كار بانى بلندانديش آن درگذشت كار ساختمان و نقشه او متوقف ماند . چند قدم دور از اين ساختمان نيمه تمام عمارتى است عالى كه اكنون منوچهر خان والى لرستان يكى از ايالات سرحدى پارتيد در آن اقامت دارد . بناهاى معتبر جانب چپ ميدان شاه همه به شرح آمد و اكنون به تفصيل عمارات سمت ديگر ، يعنى آن طرف دار الشفا مىپردازم . ابتدا بازار بزرگ و زيباى لله بيگ است . اين بازار به نام بانى آن لله بيگ كه در زمان شاه عباس اول ناظر كل بوده ناميده مىشود . در اين بازار دو كاروانسراى بزرگ است . يكى از آن دو كاروانسراى شاه نام دارد كه حمامى به همين نام به آن پيوسته است ، و اين هر دو از ابنيهء سلطنتى است . در اين كاروانسرا چينىهاى ساخت كرمان و مشهد - دو تا از شهرهاى مهم ايران - فروخته مىشود . بيرون و درون ظرفهاى اين دو شهر با نقوش و لعابى به رنگ مينا آرايش يافته و چنان ظريف و زيباست كه با چينىهاى ساخت چين و ژاپن به اروپا مىبرند و مىفروشند . كاروانسراى ديگر به نام بانى بازار ، لله بيگ خوانده مىشود . در اين كاروانسرا بازرگانان سرمايه‌دار هندى به فروختن كالاهاى گرانبهاى هند اشتغال دارند . بازار لله بيگ نيز پر از امتعه گرانبهايى نظير پارچه‌هاى زربفت و قلابدوزى و گلدوزى و نقره‌كارى است . در انتهاى اين بازار شركت بازرگانى انگليس است . اين كاخ بزرگ مشتمل بر باغ وسيعى است كه سه عمارت عالى در آن بنا شده ، و داراى چند حوض بزرگ مىباشد امّا همهء آنها رو به ويرانى است . زيرا نه بازار تجارت رونق و گرمى دوران گذشته را دارد ، و نه مردم كنونى اصفهان همانند كسانى هستند كه نود سال پيش اين بنا را در اختيار شركت نهاده‌اند . از سى سال پيش كار بازرگانى در اين بنا متروك مانده و اقامتگاه ييلاقى برخى از كاركنان شركت تجارى انگليسى مقيم گمبرون اختصاص يافته كه سالى چند ماه در آن مىمانند به محلّ خدمت خويش بازمىگردند . فاصلهء گمبرون واقع در ساحل خليج فارس تا اصفهان يك ماه راه است و مركز تجارى انگليسيان آن‌جاست . بسى جاى تأسف است كه زراندوديها و نقاشيهاى بديع و شگفت‌انگيز سقفها و ديوارهاى اين بناهاى بزرگ بر اثر عدم مراقبت ، همه در حال فروريختن و تباه شدن است . اين عمارت باشكوه را جارچى باشى يكى از صاحبمنصبان نامى شاه عباس بزرگ در اواخر قرن شانزدهم بنا نهاد ، و چون به سببى مورد غضب شاه قرار