ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1461

سفرنامه شاردن ( فارسى )

متعدد است ، بنايش به سبك جديد مىباشد و نسبتا تازه‌ساز است . يكى از حاكمان قديم خراسان موسوم به رستم خان آن را ساخته و پس از آن به ارث به برادرش عليقلى خان فرمانده كلّ ارتش ايران رسيده . چون وى فرزند نداشته شاه به نام وراثت كليه داراييش را تصاحب كرده و به صدر عامه كه يكى از شاهزاده خانمهاى خاندان سلطنت را به زنى داشته بخشيده است . در بعضى از تالارهاى آن لوحه‌هايى لاجوردين به هزاران طرح زيبا نقش شده و روى آنها اشعار و سخنانى نغز و دلنشين نگاشته شده كه از آن جمله است : به نطق آدمى بهتر است از دواب * دواب از تو به گر نگويى صواب به عذر توبه توان رستن از عذاب خدا * و ليك مىنتوان از زبان مردم رست « بيجاده و سنگريزه هر دو سنگند ، اما ميان آن دو تفاوت بسيار است » « روزى كه مىخواستم زن بگيرم همهء كسانى كه زن گرفته بودند زبانشان بسته بود ، و اكنون كه زن گرفته‌ام همهء آنان كر شده‌اند . » « گيرم كه بسى زيستيد و عمر دراز كرديد ، و چندان كه آرزو داشتيد مال اندوختيد و شهرت يافتيد ، مگر پايان زندگى مرگ نيست . » ميان بازار رنگرزان چهار سوى بزرگى است كه من وصف آن را ناگفته گذاشته‌ام . اين چهار سو با گنبدى بزرگ پوشيده شده كه در ميانش روزنهء بزرگى براى تابيدن نور به داخل تعبيه كرده‌اند ، روشنايى همه بازارها از چنين روزنه‌هاست . اين بازار از طرف راست به ميدانى به بزرگى ميدان سلطنتى پاريس منتهى مىشود ، امّا زيبايى آن را ندارد . اين ميدان را ميدان نو يا ميدان نقش جهان مىخوانند كه به معنى ميدان با شيشه‌هاى نقش‌آگين است . زيرا براى ساختن اين ميدان عمارت بزرگى را كه داراى شيشه‌هاى رنگين و پرنقش و نگار بوده و نقش جهان نام داشته ، خراب كرده‌اند . بعضى نويسندگان اسم ميدان نقش جهان را به مناسبت زيبايى كاخ آن ميدان نقش جهان‌نما آورده‌اند . بارى ، ميدان نو اصفهان را شاه عباس ثانى بنا نهاد تا همهء صنعتگران و سوداگران و دست فروشانى را كه در ميدان شاه به كسب و كار اشتغال داشتند بدان ميدان منتقل كند .