ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1434

سفرنامه شاردن ( فارسى )

معمولا بعد از ظهر روزهاى جمعه ، و ايام اعياد مذهبى پس از پايان يافتن نماز ظهر خطبا و وعّاظ به خطابت و موعظت مىپردازند . اين گونه مجالس در جاهاى ديگر نيز تشكيل مىشود ، اما بر خلاف مسيحيان ، مسلمانان ناچار نيستند در اين مجالس حضور يابند . حضرت رسول و جانشينان اوليه وى پس از گزاردن نماز مرتبا به منبر مىرفتند و به ذكر احكام دين و بيان موعظت مىپرداختند ، و چون خود را مسؤول كليهء امور دنيوى و دينى جامعهء مسلمانان مىدانستند ارشاد آنان را حقّ غيرقابل انتقال خويش مىشمردند . آنان پس از بجا آوردن نماز بر منبر مىشدند و مصالح آنان را بيان مىكردند . خلفاى بغداد نيز تا گاه انقراض عباسيان بر همين روش بودند . در روزهاى جمعه و اعياد در سراسر امپراتورى خطبه به نام ايشان خوانده مىشد . اين كار تا زمان سقوط خلافت به دست تاتارها ادامه داشت ، و از آن پس پادشاهان و اميران حاكم بر كشورها در منبر به وعظ و خطابت نمىپرداختند . و علماى دين اين كار را بر عهده گرفتند ، چنان كه در اين روزگاران در سراسر كشورهاى اسلامى رسم بر همين جارى است . بالاى محراب ، درون ديوار ، گنجه‌اى به ارتفاع سه و عرض دو پا با چوب عود ساخته شده ، در اين گنجه مزين به صفحات ضخيم طلاست ، و با قفلى از زر بسته شده است . در اين گنجه دو چيز بىنظير و بسيار گرانبها حفاظت مىشود . نخست قرآنى به خط امام رضا كه در زمان حاضر افزون بر هزار سال از كتابت آن مىگذرد . ديگرى پيراهن رنگين به خون امام حسين . اين پيراهن را نه هرگز به كسى نشان مىدهند و نه از جايش بيرون مىآورند ، مگر هنگامى كه كشور در معرض هجوم دشمن خارجى قرار گيرد . در چنين موقع آن را بر سر نيزه مىكنند ، و به دفع دشمن مىروند . ايرانيان بر اين اعتقادند خصم چندان كه زياد باشد به ديدن آن پيرهن هزيمت مىكند . در هر يك از طرفهاى صحن مسجد نه ايوان ساخته شده ، و ايوان ميانى هر طرف از ديگر ايوانها بزرگ‌تر و بلندتر است . متصل به اين صحن ، صحن ديگرى به درازاى هفتاد و چهار پا و پهناى سى پا وجود دارد كه در ميان آن حوض بزرگى از سنگ مرمر است . دور اين صحن نيز ايوانهايى بسيار زيبا كه از سطح زمين سه پا و نيم بلندتر است ساخته شده . سراسر همه صحنها و كف مسجد از سنگهاى بسيار عظيم پوشيده شده و ديوارها مستور از كاشيهاى زيباى مينايى رنگى است كه بر بيشتر آنها