ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
991
سفرنامه شاردن ( فارسى )
( Purbach ) - پيروى مىنمايند ؛ و بر اساس همين سيستم و فرضيهها جدولهايى در مورد حركات و گردشهاى ستارگان استخراج مىكنند ، و آنها را زيج مىنامند . بسيارى از ارباب راى بر اين اعتقادند كه ريشهء اين كلمه فارسى و به معنى رسم كردن خطهاى موازى و به مفهوم روشنتر و رساتر گونيا يا ريسمان شاقولى است كه درود گران و بنايان به كار مىگيرند . عدهاى از صاحبنظران نيز معتقدند كه زيج كلمهايست عربى به معنى گلاله ، پيروز ، و حاشيههاى رنگارنگ كه تازيان به شيوهء فريژيها به لبهء پايين جامهء خود مىدوختند ، و زيج از آن اين نام يافته كه حاشيههاى صفحاتى كه جدول بر آن رقم شده غالبا با خطوطى به رنگهاى مختلف تزيين مىشود ، و اين شيوه و رسم ايرانيان است كه به هنگام كتابت كتابهاى نفيس خود و بتخصيص تقاويم نجومى دور هر صفحه را با خطوط رنگين آرايش مىبخشند . در فصل پنجم اشاره كردهام كه شكل ارقام نجومى از حروف الفبا اقتباس شده ، و در اين جا بر آنچه گفتهام مىافزايم كه اخترگران ايرانى منطقة البروج ، حركات آنها ، و روزهاى تعطيل را با حروف علامتگزارى مىكنند . مثلا « الف » علامت حمل و نخستين روز تعطيل است . « ب » نشان ثور و « ج » علامت جوزا است و بر همين قياس تا آخر . جدولهاى نجومى ما اروپاييان پر از خطوط راست و منحنى نمايش منطقة البروج ، و تعادل شب و روز و صدها علائم زائد و گيج كننده مىباشد كه هر كدام به نوبهء خود مايهء اتلاف وقت طالبان علم و موجب پراكندگى فكر و رنج و زحمت بسيار ايشان مىباشد . امّا دانشمندان و طلاب ايران بىآن كه بدين سيستم معضل و پيچيده متوسل شوند ؛ و بىآنكه دعوى كشف و ابداع ابزار تازه و روش محاسبهء جديدى در مورد اندازه گيرى طول و عرض اجرام فلكى ، و سنجش تفاوتهاى كرات آسمانى و نظريههاى نوينى كنند ، محاسبات خود را با سهولت انجام مىدهند ، و اغلب نتيجهء حسابگريهاى آنان موافق محاسبات ماست يا اختلاف زياد ندارد . براى نمودن حركات متوسط اجرام سماوى ايرانيان زيجهاى مختلفى به كار مىبرند كه از همه دقيقتر دوزيج هلاكوخان و زيج الغ بيگ است . اين هر دو از كشور گشايان معروفند ، يكى نژاد از مغولان و ديگرى گوهر از تركان دارد ؛ و شهرتشان در دانش دوستى و دانش پرورى هم چندان است كه در جهانگيرى و جهانخوارى شهرهاند . هلاكو در حدود سال 1250 ميلادى گروهى از منجمان و رياضى دانان