ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

989

سفرنامه شاردن ( فارسى )

در دربار سلطنت همواره چند تن از اخترگران گوش به فرمانند ، و برجسته‌ترين و داناترين آنان جز در مواقعى كه شاه به اندرون مىرود پيوسته در حضور اوست تا ساعات سعد و نحس را معين كند . هر يك اخترگران اسطرلابى دارد كه در قاب ظريف و تميزى جاى دارد و به كمرش بسته است . اسطرلاب و قاب اسطرلاب برخى از منجمان چندان كوچك است كه قطرشان بيش از دو يا سه شست نيست ، و از دور به گلالهء سبحه مىماند ، يا مدالى را مىنمايد كه شاه به پاداش خدمتى شايان به ايشان عطا فرموده است . شاه در تمام امور كلّى يا جزيى با اخترشناسان رأى مىزند ؛ مثلا مىپرسد : مصلحت هست به گردش بروم ؟ صلاح هست وارد اندرون بشوم ؟ خوب است غذا بخورم ؟ مصلحت هست فلان شخص جاه‌مند را كه در انتظار اجازهء ورود در سرسرا بر پاى ايستاده به حضور بپذيرم ؟ در چنين مواقع ستاره‌گر به شتاب تمام اسطرلابش را از قاب بيرون مىآورد ، به وضع ستارگان مىنگرد و با توجّه به جداول مخصوص ستاره‌شناسى حكمى را كه در نظرش راست مىنمايد بر زبان مىآورد و حكم او قطعى و غير قابل تغيير و تفسير است . اين ساده دلان زود باور و ناآگاهان دانانما مىپندارند همه پيش آمدها و نتايج و عواقب آنها را در خانه‌هاى فرضى دوازده‌گانهء منطقة البروج مىخوانند و از روى جدولهاى نجومى كه در اختيار خود دارند مىتوانند آنچه را در زمان نزديك حتى دور به وقوع مىپيوندد پيشگويى كنند . شگفت اين كه پيش نگريها و پيشگوييهاى خويش را قطعى الوقوع مىدانند و به منزلهء حكم لا يتغيّر تلقى مىكنند . طرز عمل اخترگران ايران در كار استخراج احكام نجومى تقريبا مشابه روش ستاره‌شناسان اروپايى است . بدين صورت كه دايرهء معدل النهار را با دوازده دايرهء نصف النهار نسبت به افق محل به دوازده قسمت مىكنند ، و براى صدور حكم قطعى دربارهء سعد و نحس ساعات ، و پيشگويى در موفق شدن يا عدم توفيق در كارى جز اسطرلاب هيچ وسيله ندارند ، و بر اين اعتقادند كه براى استخراج احكام نجومى جز تعيين ارتفاع و نگرش به وضع و موقع چند نقطه قابل رؤيت آسمان ، و وقوف به موقع خورشيد ، و ستارگان ثابت آگاهى ديگر به كار نيست ، و اسطرلاب همهء اين مجهولات را مكشوف مىدارد . عامهء مردم كه همه ساده دل و زود باورند بر اين اعتقادند هر نيك و بدى كه