ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
979
سفرنامه شاردن ( فارسى )
يك كدوى قليانى نصب شده و آن را مانند بربط مىنوازند ؛ و يكى از ديگر ادوات به نام كنكره ( KenKere ) كه در شكل صفحهاى كه شكل آلات موسيقى در آن درج شده با علامت ( F ) مشخص گرديده ؛ و اين شكل از روى كتابى كه دربارهء موسيقى ايران نوشته شده و متعلق به من است نقل شده است ، و اگر به دقت نگاه كنيد مىبينيد كه در اين ادوات به جاى زه كه در آلات موسيقى كشورهاى اروپايى معمول است سيمهاى برنجى يا رشتههاى ابريشمين تابيده تعبيه شده زيرا به اعتقاد ايرانيان به كار بردن و دست زدن به اجزاى بدن حيوانات بىجان نجس ، و از نظر دينى گناه است . جز آنچه گفته شد ايرانيان يك قسم ديگر از ادوات موسيقى دارند كه ابه مرسن ( Mersenne ) در كتاب خود موسوم به آهنگها ( Des Son ) نام آن را سيمبال نهاده ، و آن عبارت از دو صفحهء برنجى سينى مانند زنگدار است كه نوازندگان معمولا بالاى سر مىبرند و به هم مىكوبند ، و به هر سو حركت مىدهند . رقاصهها نيز به هنگام پايكوبى و دست افشانى به دست خود استخوانهايى تعبيه مىكنند كه مانند قاشقك كوليها از آن صدايى رسا و صاف و خوش آهنگ برمىخيزد ؛ و من بر اين باورم كه قاشقك را مشابه اين استخوانها ساختهاند ؛ و آوازخوانها براى تحريك و تهييج هر چه بيشتر رقاصهها از آن سود مىجويند و با اصطكاك انگشتان خود صدايى قوى همانند صداى قاشقك درمىآورند ، همچنين نوعى ساز دارند كه از قطعات صدف يا مفرغ كوچك و بزرگ به رديف ساخته شده كه با كوبيدن دو قطعه چوب ظريف و نازك و بلند آن را به صدا درمىآورند ، و آهنگى كه از آن بر مىخيزد از صداى سازهاى ساعتى بسى هيجان انگيزتر و مطبوعتر است . در مشرق زمين ساختن آلات و ادوات موسيقى همانند هنر موسيقى پيشرفت شايان نيافته ، زيرا در شرع اسلام آواز خوانى و نواختن آلات طرب حرام است ؛ و عامهء مردم بر خلاف اروپاييان كه موسيقى را دوست مىدارند و مايهء نشاط و انبساط روح مىدانند ، آموختن موسيقى را كارى حرام و زشت و ناسزاوار و دور از آيين ادب مىشمارند ، و روحانيان به تخصيص شنيدن آواز و هر گونه ساز را گناه بزرگ مىدانند . بدين سبب بر خلاف اروپا موسيقى در مشرق زمين گسترش و تابشى نيافته است . در ايران نوازندگان غالبا تهىدستند ، و روزگار به عسرت و محروميّت مىگذرانند و جامههاى كهنه و خلق مىپوشند ؛ امّا نوازندگان دربار كه آنها را