ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
966
سفرنامه شاردن ( فارسى )
فصل پنجم دستور زبان و اصول معانى بيان پيش از آنكه به بحث و گفتگو به دقايق علوم بپردازم به عنوان مقدمه مىگويم بر سر آن نيستم همهء دانشهاى ايرانيان را شرح و توضيح كنم ؛ زيرا در اين زمينه مطالعه و تحقيق كافى نكردهام ، و گر چه در بعضى رشتهها اطلاعات زياد به دست آوردهام امّا به برخى از مسايل هرگز نپرداختهام ؛ از اين رو در سطور ذيل تنها به شرح علومى مىپردازم كه فى الجمله دربارهء آنها مطالعاتى كردهام يا ديدهام . و سخنم را با توضيحاتى دربارهء دستور زبان كه اصطلاحا تصريف مىنامند آغاز مىكنم ، و آن عبارت از گرداندن مصدر به صيغههاى مختلف مىباشد تا از آن معانى متفاوت حاصل شود . دستور زبان فارسى در بسيارى موارد مخصوصا در مبادى با گرامر ما شباهت دارد امّا صرف افعال آن متفاوت است . زيرا يك نوع آن فقط داراى مصدر ، امر ، و التزامى است ، و ديگر صيغهها مانند صيغهء تمنى به شيوه ديگر ملل مشرق زمين با افزودن اجزايى كه دلالت بر تمنى و آرزو دارد بيان مىشود . دستور زبان فارسى همانند دستور زبان لاتين داراى پنج زمان ، سه شخص ، و دو شماره : مفرد و جمع است ، و حال آنكه زبان عربى مثل زبان يونانى تثنيه هم دارد . آنچه بيشتر درخور امعان نظر است اينست كه در دستور زبان فارسى مذكر و مؤنث وجود ندارد ؛ همهء فعلها از مصدر گرفته مىشود ، و دو فعل معين آنها در بسيار موارد همانند افعال معين ماست ، و صرف فعل ، ظروف زمان و مكان و حروف عطف و ربط و صدا و موصول نيز در دو زبان هماهنگى دارد ، بنابراين به طور كلّى مىتوان گفت قواعد زبان فارسى با زبان فرانسوى مبتنى بر اصول و اساس واحدى است ، و به معنى عامتر در سراسر مشرق زمين ، اعم از زبانهاى قديم يا جديد هيچ زبانى نيست كه