ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

953

سفرنامه شاردن ( فارسى )

باشد ، و بدين نكته نيز معترفند كه هيچ دانا و گر چه بر فنون نويسندگى كاملا مسلط باشد هرگز نمىتواند بدان فصاحت و بلاغت كلامى بنويسد . از روى ديگر چون مفاهيم قرآن را بيشتر مردم درنمىيابند زبان آن را درك نمىكنند . امّا در مورد زبان فارسى بايد بگويم كه اين زبان تازه‌اى است كه پس از تحولات عظيم مذهبى در ايران پراگنده شده است . بدين معنى كه واژه‌هاى سره و اصيل زبان با كلمات و الفاظ و اصطلاحات زبان اقوام عرب و تاتار و ترك كه يكى از پس ديگرى بر اين مرز و بوم تسلط يافته‌اند آميخته شده ، از روى ديگر كلمات زيادى از زبان فارسى در زبانهاى اروپايى از قبيل آلمانى ، انگليسى و فرانسوى نفوذ يافته است ، و زبان انگليسى بيشتر از ديگر زبانهاى اروپايى از زبان فارسى بهره‌ور گرديده است . همچنين به نسبت كمتر كلماتى از زبان فارسى در زبانهاى يونانى و لاتين وارد شده است . پژوهندگان و دانشمندان اروپايى كه دربارهء تحولّات زبان فارسى تحقيقات دامنه‌دارى كرده‌اند مجموعه‌اى از كلماتى كه ريشهء واحدى در زبان فارسى و زبانهاى مغرب زمين دارند تنظيم كرده‌اند ، و اگر گمان مىكردم رنج من در اين كار متضمّن فايدتى است چون صلاحيت و اهليّت و آمادگى اين كار را در خود سراغ دارم دنبالهء كار ايشان را مىگرفتم ، امّا چون پيش از اين در صفحات گذشته بدين موضوع اشارتى كوتاه كرده‌ام از تفصيل درمىگذرم . همين قدر تذكر مىدهم علت اصلى و واقعى انتقال اين كلمات به سرزمينهايى كه از يكدگر فاصلهء زياد دارند لشكركشيها و مهاجمات و طغيانهاى مكررى است كه در طىّ قرون در اين كشورها به وقوع پيوسته و نفوذ زبان عربى در زبان فارسى سنگين‌تر و سهمناك‌تر بوده است ، چنان كه در زمان حاضر اگر كسى زبان فارسى را به كمال بداند به زبان عربى نيز آشنايى نسبى دارد . امّا دربارهء زبان قديم ايرانيان بايد بگويم زبانى فراموش شده و از ياد رفته است زيرا بر اثر تهاجمات عظيم و مكرر كتاب و آثارى بر جاى نمانده است . زردشتيان يا گبران كه به آتش احترام مىنهند و گوهر از ايرانيان قديم دارند پس از تهاجم و تسلط تازيان بر ايران و بر هم خوردن اساس امپراتورى ايران مليت و مذهب و زبان خود را همچنان پاسدارى كرده‌اند ، و از نسلى به نسل ديگر سپرده‌اند . اكنون نيز به لهجه‌اى خاصّ كه زبان باستانى ايرانيان قديم نيست سخن مىگويند .