ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

941

سفرنامه شاردن ( فارسى )

و احترام و اعتبار كسى بشود . هر زمان صدر اعظم داراى شخصيّت علمى و ادبى باشد رسيدگى طالب علمان وظيفهء اوست . بار اوّل كه من وارد ايران شدم محمد مهدى صدر اعظم شاه عباس ثانى بود ، و پس از مرگ وى نيز بر همين منصب بود ، رياست مدارس را نيز بر عهده داشت ، و اين مقام در امپراتورى ايران مرتبتى جليل و فخيم است . هميشه يكى از بزرگان بلند نام و معتبر متصدى اين كار خطير مىباشد ، و غالبا صدر كه پيشواى روحانيت است امور مربوط به طلاب را به عهده دارد . امّا دربارهء روش تعليم و تعلم در ايران مقدمة بايد بگويم كه كلاس درس ، اتاق مدرس يا ايوان مدرسه است . طالب علم پس از ورود ، از سر اخلاص و ارادت به مدرّس سلام مىكند ، و دو زانو به ادب مىنشيند ، سپس به اشاره و اجازهء استاد چند سطر از كتاب را مىخواند ، و خاموش مىنشيند ، و پس از آن كه مدرّس آن را شرح و توضيح كرد چند سطر ديگر مىخواند . آنگاه يكى ديگر از طلاب كه همان درس را مىآموزد دنبالهء مطلب را قرائت مىكند ، و مدرّس نيز همانند سابق شرح و تفسير مىكند ، و به همين نمط مجلس درس يك يا دو ساعت ادامه مىيابد . آن گاه شاگرد كيف و كتابش را برابر مدرّس مىنهد . بر پاى مىايستد ، و در حالى كه سرش را پايين انداخته و دستهايش را به نشان حرمتگزارى روى سينه نهاده بىحركت بر جاى مىماند . اگر مدرّس ادامهء درس را لازم بداند به اشاره فرمان مىدهد بنشيند ، و گرنه با جملهء كوتاه : خدا به همراهت ، وى را مرخّص مىكند . آن گاه طالب علم براى گرفتن درس ديگر به مجلس درس مدرّس ديگرى كه در همان مدرسه يا مدرسهء ديگر تشكيل شده مىرود ، و باشد كه همان درس را در محضر مدرّس ديگر بياموزد . امّا معمولا در مجلس ثانى به آموختن علمى ديگر اشتغال مىورزد ، زيرا اصولا طلاب ايرانى همزمان به آموختن علوم مختلف همت مىگمارند ، و يك مدرّس هنگامى به وفور دانش شهرت مىيابد كه به تدريس چند رشته علوم توانا باشد . و من بسيار بار مدرّسانى ديده‌ام كه در يك جلسه چهار گونه علم تدريس مىكرده‌اند ؛ همچنين طالب علمانى مشاهده كرده‌ام كه در يك جلسه چهار رشته علم آموخته‌اند . من به محاسن اين روش تحصيل كه معمول قرون قديم بوده اعتقاد ندارم و بر اين باورم كه اصول متد تعليم جوانان با آنان كه پا به سال نهاده‌اند تفاوت دارد زيرا تلقين مطالبى كه ممكن است موجب انحراف ذهن جوانان شود در فكر افرادى كه