ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
935
سفرنامه شاردن ( فارسى )
چنان است كه همه به فرمان مكتبدار به تمام نيرو و با صداى بلند درس مىخوانند ، و اين صداها چنان درهم آميخته و بلند است كه شاگردان به زحمت صداى خود را مىشنوند ، و از فاصلهء بيست قدمى صداى درس خواندن شاگردان به گوش مىرسد . مكتبدار چنان به شنيدن اين صداها خو پذير و آشنا شده كه با آسودگى خاطر ، بى آن كه حواسش پراگنده گردد به نوشتن يا خواندن يا كارهاى ديگر مشغول است . گويى براى همين كار و شنيدن اين فريادها آفريده شده است . با وجود اين كاملا مواظب و مراقب است كه همهء شاگردان درس خود را درست بخوانند ، دمى از درس خواندن تن نزنند و بازيگوشى نكنند ، و اگر دريابد شاگردى از خواندن يا نوشتن باز ايستاده با تركهاى كه در دست دارد يا روى زانوانش مىباشد ، وى را تنبيه ، و به خواندن درس وادار مىكند . ايرانيان بر عموم ، و مكتبداران به تخصيص بر اين باورند كه پيشرفت شاگردان در تحصيل ، با پيروى از اين روش ، يعنى خواندن درس با صداى بلند ، بيشتر است ؛ زيرا در غير اين صورت ، يعنى اگر با صداى آهسته درس بخوانند غالبا ذهنشان به اطراف و جوانب مىگرايد و به چيزهاى ديگر مىانديشند . امّا خواندن درس با صداى بلند به آنها اجازه نمىدهد كه ذهن و فكر خود را معطوف مسائل يا جاهاى ديگر كنند . همچنين معتقدند با اتخاذ اين روش نيروى ناطقهء شاگردان قوى مىگردد ؛ زبانور و تيز زبان مىشوند و براى بيان مقاصد و آرمانهاى خود هرگز در نمىمانند . معلّم در فرصتهاى مناسب شاگردان را به نوبت و يكان يكان نزد خود مىخواند ، و درسى را كه خوانده و روان كرده مىپرسد ، به سخن سادهتر پس مىگيرد ؛ و چنان در اين كار مهارت دارد كه پرسيدن درس از يكى از شاگردان هرگز مانع مواظبت و عدم توجّه وى به ديگر شاگردان ، يا موجب انصراف خاطرش از كار خود كه غالبا كتابت است نمىشود . هزينهء تحصيل يعنى مزد به مكتب نهادن طفل در ايران بسيار ناچيز است . مزد معلّم معلوم نيست ، و هر كس به فراخور بنيهء مالى خود چيزى به مكتبدار مىدهد . در اصفهان معمولا مردمان دارا ماهانه يك اكو و افراد تنك مايه ده سو به آموزگار مكتب مىدهند . مردمان فقير بچههاى خود را رايگان به مكتب مىسپارند . در اروپا رسم بر اين جاريست كه رئيس خانواده در اعياد هدايايى براى معلمان فرزندان خود مىفرستد ، امّا در ايران به جاى آن هر وقت شاگردى كتابى را به پايان ببرد و