ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

467

سفرنامه شاردن ( فارسى )

) Artarate ( يا ارتاكساسات ) ARTAXASATE ( ناميده‌اند ؛ امّا محقّقان و مؤلفان ديگر ارمنى قدمت اين شهر را بيش از آنچه ديگران نوشته‌اند ، مىدانند و معتقدند كه نوح پيغمبر بانى آن بوده است ، و وى پس از آرام گرفتن توفان معروف ، در اين شهر آرام گرفته و سكونت اختيار كرده است ، و نام اين شهر را يكى از دلايل اثبات دعوى خود مىدانند . زيرا لفظ نخجوان در زبان ارمنى به معنى نخستين جاى سكونت است . بطلميوس در اين مكان از شهرى نام مىبرد كه ناكسوآن ) Naxuane ( نام داشته و محتمل است كه آن همين نخجوان باشد . امّا من بر اين اعتقادم كه نخجوان همان آرتاكسات است و يا آرتاكسات نزديك آن بوده است . زيرا تاسيت در كتاب خود آورده كه رود ارس از نزديك شهر مىگذرد ، و ما مىدانيم كه فاصلهء اين رود تا نخجوان از هفت فرسنگ در نمىگذرد . طبق نمايش اصطرلابهاى ايران ارتفاع قطب با افق اين شهر سى و هشت درجه و چهل دقيقه و طول جغرافياييش هشتاد و يك درجه و سى و چهار دقيقه مىباشد . به شرحى كه قبلا گذشت نخجوان مركز قسمتى از ارمنستان ، و حاكم آن ملقب به خان بوده است . در طرف شمال و پنج فرسنگى نخجوان شهركى است حاصلخيز به نام آبرنور ) Abrenore ( . مردم اين شهرك و هفت آبادى نزديك آن همه پيرو مذهب كاتوليك رم مىباشند ، و كشيشهاى اين آباديها دومى نيكن هستند و مردم مراسم مذهبى را به زبان ارمنى به جا مىآورند . يك راهب دومى نيكن ايتالى از اهالى شهر بولنى ) Bologne ( به نام دوم بارتلمى ) Dom Barthelemy ( سيصد و پنجاه سال پيش مردم اين سرزمين را زير فرمان پاپ درآورد . ديرى نپاييد كه اهالى بيش از بيست آبادى ديگر نيز به همين مذهب درآمدند . اما بسى نگذشت كه به آئين نخستين خويش بازآمدند و به فرامين اسقف اعظم ارمنستان سر نهادند . عدّه‌اى همچنان از كليساى رم پيروى مىكردند . بطريق و حاكم ارمنستان چندان به آنان بيداد و ستم مىكردند كه دسته‌اى از ايشان از بيم جان پيروى كليساى رم را ترك كردند ، و روز به روز از شمار ايشان كاسته مىشد . در سال 1664 بيك دومى نيكى ايتاليائى براى گفتگو و مذاكره دربارهء همين موضوع از طرف پاپ با سمت سفارت وارد ايران شد . اين سفير نامه‌اى از پاپ ، و نامه‌هاى ديگرى از برخى پادشاهان كشورهاى بزرگ براى پادشاه ايران آورده بود .