ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

498

سفرنامه شاردن ( فارسى )

نيز پى بردند از هرگونه سختگيرى و برخورد با ما احتراز جستند . در مشرق زمين و به تخصيص در ايران رسم بر اين جارى است كه مأموران گمرك و ماليات حق ندارند مزاحم افراد با شخصيّت و بزرگان و منسوبان و خدمتگران دربار هر چند در مقام پايين باشند ، بشوند ، همچنين اجازه ندارند كه مايهء زحمت و عدم رضايت شخصيّتهاى معتبر خارجى بشوند ، و اگر مأمورى بر خلاف اين دستور عمل كند پايش را در فلك مىكنند . روز دوّم به سفر خود ادامه داديم ؛ امّا به سبب خراب بودن پل رودخانه و ناهموارى راه كه از ميان كوههاى صعب العبور مىگذشت مدتى معطل مانديم ، و سرانجام به زحمت و رنج بسيار از آن‌جا گذشتيم . در نتيجه هر چند جهد كرديم نتوانستيم بيش از سه فرسنگ برويم . رود ميانه كه نسبة پهناور ، و جريانش تند است از يك فرسنگى آن مىگذرد . بسيار جستجو كرديم تا گدارى براى گذشتن بيابيم و نيافتيم . سرانجام به لطف پروردگار از محلّى كه عرض رودخانه از جاهاى ديگر بيشتر و گوديش كمتر بود به زحمت زياد گذشتيم ، و محمولات خود را بدون آن كه به آنها آسيبى برسد ، به طرف مقابل رود رسانديم . سپس پنج ساعت در كوهى مرتفع و سخت گذر راه پيموديم . چنان كه پيش از اين اشاره شد اين رشته كوه كه دو ايالت بزرگ ماد و پارت را از هم جدا مىكند يكى از شاخه‌هاى طويل توروس « 1 » است كه از اروپا تا چين امتداد دارد و از مسكوى ، چركستان مينگرلى ، گرجستان سرزمين باكترى ، ايالت قندهار ، و هند مىگذرد . در قلهء كوه گذرگاه ما قلعه خرابهء بزرگى بود كه به آن قلعه دختر مىگفتند ، و مردم حكايت مىكردند اين قلعه را اردشير كه يونانيان او را ارتاگزرسس مىنامند بنا كرده تا شاهزاده خانمى نژاده و والاتبار را در آن زندانى كند . شاه عباس بزرگ اين قلعه را كه پناهگاه دزدان شده بود از بن ويران كرد . از آن پس چندين رشته راه خوب از اين مركز به اطراف كشيد تا مسافران مخصوصا در زمستانها به راحتى از اين طرق رفت و آمد كنند . در آخرين ساعت راه‌پيمايى آن روز از پل محكم و خوبى كه بر روى رودخانه قزل‌اوزن - رودخانهء زرين - بسته بودند گذشتيم ، و در كاروانسراى بزرگى كه

--> ( 1 ) - توروس taurus همان كوه قفقاز است .