ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
496
سفرنامه شاردن ( فارسى )
زورمند مىگردند . در اين مدت حتى چندين روز بعد ، از اسبها كار نمىكشند ، بل كه در اصطبل و چراگاه فقط چرا مىكنند . باقى ايّام تابستان را به آنها كاه و علف مىدهند . به ديدن اين چراگاههاى گسترده دامن از برادر ملك التجّار پرسيدم آيا در ديگر نواحى ماد چنين چراگاههاى وسيع و سرسبز و پرگياه وجود دارد ؟ گفت : آرى . در اطراف دربند « 1 » نيز چنين مراتع خرّم و انبوه هست ، امّا به قدر اين دشت وسعت ندارد . بنابراين مىتوان قول مورّخان گذشته را كه در آثار خود آوردهاند كه سرزمين ماد جايگاه پرورش رمههاى بسيار از اسبهاى اصيل و نژاده است ، باور داشت . آنان نوشتهاند كه فرمانروايان ماد ايلخيهايى مركب از پنجاه هزار اسب داشتهاند . بنابراين بايد محلّ نيس ) Nyse ( را كه به داشتن اسبهاى اصيل و بادرفتار و آتش نعل شهرهء آفاق بود در سرزمين ماد جستجو كرد . اتين ) Etienne ( جغرافىدان معروف زمان باستان نوشته است كه نيس در سرزمين ماد بوده است . من براى برادر ملك التجّار خصوصيّات اسبهاى نيسى را كه مورّخان قديم در نوشتههاى خود آوردهاند ، به تفصيل تمام شرح دادم و گفتم فاورن ) Favorin ( مخصوصا نوشته است كه رنگ همهء اسبهاى نيسى زرد كمرنگ است ، و او در جوابم گفت كه هرگز نه چنين چيزى خوانده و نه از كسى شنيده است . من نيز در اين مورد در تمام طول مسافرتم از بسيار اشخاص دانا و صاحب خبر پرسيدهام ، امّا چندان كه تحقيق و پژوهش كردم از جايى كه همهء اسبان آن اصيل ، و پوستشان زرد كمرنگ باشد اطّلاع نيافتم . روز سىام شش فرسنگ راهى را كه نسبة صاف و هموار بود ، و به صورت مارپيچ از ميان تپّهها مىگذشت پيموديم . پس از دو ساعت راهپيمايى نزديك ويرانههاى شهر بزرگى رسيديم كه مىگفتند شاه عباس بزرگ فرمان داده سراسر آن را به طور كامل ويران كنند . در طرف چپ راه سنگهاى بزرگ و مدوّرى ديده مىشد . ايرانيان مىگفتند اين سنگها باقيماندهء آثار جنگهايى است كه ميان مادها و كائوس ) Caous ( ها اتفاق افتاده است . قوم اخير در جريان جنگ در اين محل جلسه مشورتى تشكيل دادند ، و چون رسمشان اين بود كه هر فرمانده هنگام ورود در مجلس مشاوره سنگ مدوّر بزرگى با خود مىآورد كه روى آن بنشيند چندين سنگ كنار هم
--> ( 1 ) - در بند يكى از شهرهاى داغستان بر كنار درياى خزر است .