ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

488

سفرنامه شاردن ( فارسى )

از آن پس مدتى با خوشحالى و مسرّت از دولتمندى و مقامات مهّم افراد خانوادهء خود ، و وظايف خطيرى كه به برادرانش سپرده شده صحبت كرد و گفت او ارشد سه برادر جوان‌ترش مىباشد و همه تأهل اختيار كرده‌اند . ابراهيم پدر ميرزا طاهر چنان كه اشاره شد محصّل كل ماليات در سراسر آذربايجان بود . همان كسى بود كه در كتاب تاجگذارى شاه سليمان بارها از او ياد و خبرهايى از وى درج شده است . « 1 » وقتى من وارد تبريز شدم در آن‌جا نبود ، و براى انجام دادن امور مربوط به خود به شروان واقع در نزديكى درياى خزر رفته بود و پسرش وظايفش را انجام مىداد . وى به زبان تركى و عربى آشنا بود ، و به اين زبان و زبان فارسى كتابهاى زياد داشت . افزون بر اين طىّ چند سال از يك مبلّغ مسيحى فلسفهء غربى و علوم اروپايى را فرا گرفته بود . روى هم رفته مردى متبحّر ، هوشمند ، روشن‌بين و عارف بود . بعد از دو ساعت صحبت كردن در موضوعات مختلف اظهار تمايل كرد كه ساعتها و جواهرهايى را كه مىتوانست بخرد نشانش بدهم . من نه ميل به اين كار داشتم و نه آماده بودم . امّا آن‌قدر اصرار كرد كه نتوانستم تقاضايش را رد كنم . ناچار يك قسمت از جواهرهاى كوچك و كم‌بها را نشانش دادم . او چند تاى آنها را انتخاب كرد و برداشت . چون شب درآمد طهماسب بيگ كه به جاى پدرش منصورخان در سمت فرمانرواى آذربايجان خدمت مىكرد و پدرش پيوسته در دربار شاه است زرگر خاصّش را نزد من فرستاد و پيغام داد كه روز بعد جواهرات كوچك و سبك‌قيمتم را به معرض تماشاى او بگذارم . در جواب وعده و قول دادم در موقع معين خواهم رفت ، و روز ديگر ، هم به ديدن وى و هم به ملاقات ميرزا طاهر رفتم . روز بيست و پنجم در محضر مقامات بلند پايه و شخصيّتهاى مهم امور دولتى خبر به دام افتادن يك كاروان مهم تجارى به دست دزدان ، مورد تأييد و تصديق قرار گرفت . اين كاروان در ماه گذشته از طريق اصفهان ، از راه خشكى به هندوستان در حركت بوده است . معمولا هر سال در ماه اوت از راه قندهار واقع در خراسان كاروان بزرگى به طرف هندوستان راه مىافتد . اين كاروان ثروت زياد به همراه داشته ، و با اين كه عدهء كاروانيان بسيار بوده ، راهزنان افغانى در فاصلهء سه روز راه ، به مرز

--> ( 1 ) - اين نخستين اثر شاردن پس از اولين سفرش به ايران بود كه در سال 1671 ميلادى 1050 خورشيدى چاپ و منتشر شد .