ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
479
سفرنامه شاردن ( فارسى )
يك مسجد بزرگ كه سطح داخلى ديوارهاى آن پوشيده از سنگهاى مرمر صاف و صيقلى ، و سطوح خارجى آن خاتمكارى است تنها بناى كاملى از ابنيه تركان عثمانى است . ايرانيان به سبب كينه و نفرتى كه نسبت به تركان دارند از اين مسجد به سزا مواظبت نمىكنند ، و در پاكيزه نگهداشتنش نمىكوشند و آن را نحس و شوم مىشمارند . بيرون تبريز در طرف جنوب ، خرابههاى كاخهاى پادشاهانى كه در قرون اخير سلطنت مىكردهاند مشاهده مىشود . در طرف مشرق بقاياى كاخى است كه ارامنه آن را مقرّ سلطنت خسرو پرويز مىدانند و معتقدند خسرو صليب واقعى حضرت عيسى و ديگر چيزهاى مقدّسى را كه از اورشليم به تاراج گرفته بود ، در اين كاخ نگهدارى مىكرده است . ميان ميدانهايى كه من در شهرهاى مختلف ديدهام ميدان تبريز از همه وسيعتر است ، حتّى از ميدان اصفهان نيز بزرگتر مىباشد . در زمانهاى گذشته بارها و بارها تركان عثمانى سى هزار مرد سپاهى براى جنگ در اين ميدان گرد آوردهاند . عصرها مردم براى گردش و گذراندن وقت ، و ديدن نمايشهايى كه در اين مكان اجرا مىشود به ميدان مىآيند ، به طورى كه هميشه پراز جمعيّت است . نمايشهايى كه در اين محل انجام مىگيرد عبارتست از شعبدهبازى ، چشمبندى ، بندبازى ، كشتىگيرى ، جنگقوچها ، گاوبازى ، معركهگيرى ، قوّالى ، حماسهسرايى ، رقص گرگ و بسيار نمايشهاى ديگر . مردم تبريز مخصوصا از نمايش رقص گرگ خيلى خوششان مىآيد . بعضى كسان گرگهايى را كه براى رقصيدن تربيت كردهاند از راههاى بسيار دور به تبريز مىآورند و مىفروشند . بهاى گرگهايى كه خوب مىرقصند از پانصد اكو بيشتر است . گاهى گرگهاى رقّاص به سببى خشمگين مىشوند و آرام كردن آنها آسان نيست . ميدان تبريز صبحها نيز پرجمعيّت و شلوغ است ، و مردم براى خريد خواربار و انواع چيزهاى كم قيمت به آنجا مىروند . در تبريز يك ميدان بزرگ ديگر نيز هست . اين ميدان نزديك قلعهء ويران شده معروف به قلعه جعفر پاشا واقع است . مىگويند زمانى كه قلعه آباد بوده اين ميدان مركز تجمّع تسليحات و لوازم جنگ بوده است . امّا اكنون كشتارگاه شهر است ، و گوسفندها را در اين محل مىكشند و پوست مىكنند ، و گوشتشان را براى فروختن به نقاط مختلف شهر حمل مىكنند .