ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
471
سفرنامه شاردن ( فارسى )
ساحل راندند ، پس آنگاه سفينه را به ميان رودخانه بردند و آن را به اختيار جريان آب نهادند . شدت جريان رود چنان بود كه در دمى آن را پانصد گام به جلو برد . هدايت كنندگان سفينه براى كشاندن آن به ساحل مقابل از سكّان نيرومندى استفاده كردند . همهء كشتىرانان بدينگونه مسافران و چهارپايان و بارها را از يك طرف ساحل به ساحل ديگر مىبرند و اين كار را چنان با مدارا و احتياط انجام مىكنند كه غالبا رفتن و بازگشتنشان دو ساعت به طول مىانجامد . امّا در فصل زمستان كه آب رودخانه سخت كاهش مىيابد مسافران بر شتر سوار مىشوند و از يك سو به سوى ديگر مىروند . در نيم فرسنگى جلفا نيز گدارى است كه آب رودخانه در سطح وسيعى . گسترده ، و جريانش ملايم و آرام مىشود . پيش از اين اشاره شد كه رود ارس حدّ فاصل ميان ارمنستان و ماداست . در روزگاران بسيار دور ماد بر بيشتر قارهء آسيا تسلط داشته امّا اكنون فقط قسمتى از يك استان ايران است كه ايرانيان آذربايجان يا اسورپايكان ) Asurpaican ( مىنامند . اين ايالت يكى از بزرگترين ايالات ايران است از مشرق به درياى خزر و هيركانى ) Hyrcani ( ، از جنوب به ايالت پارت ) Parthe ( از مغرب به رودخانهء ارس و ارمنستان عليا و از شمال به داغستان محدود است . و داغستان چنان كه پيش از اين اشاره شد سرزمينى است كوهستانى هم مرز قزّاقستان مسكوى و قسمتى از سلسله جبال توروس ) Taurus ( . آذربايجان شامل دو قسمت شرقى و غربى است . مصنّفان قديم آذربايجان شرقى را آذركا ) Azarca ( و آذربايجان غربى يا آذربايجان كوچك را آتروپاتى ) Atropatie ( يآتروپاتن ) Atropatene ( ناميدهاند ، و آشور قسمتى از ارمنستان علياست . ايرانيان بر اين اعتقادند كه آذربايجان از اين جهت بدين نام خوانده شده كه جايگاه بزرگترين و معروفترين آتشكدهها بوده است ، و در اين آتشكده از آتشى نگهبانى مىشده كه در نظر زردشتيان نشان از فروغ يزدان داشته و موبد موبدان يا رهبر همهء زردشتيان در آن مىزيسته است . گبرها كه بازماندگان زردشتيان مىباشند و به آتش حرمت بسيار مىنهند بر اين باورند كه آتشگاه در محلى بوده كه تا شماخى دو روز راه فاصله داشته است . و مىگويند هنوز اين آتش مقدس كه از زير زمين بيرون مىآيد به شكل شعلهاى فروزان است . امتياز ديگرى نيز براى آتش مقدّس خود قائلند