ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
92
سفرنامه شاردن ( فارسى )
صدراعظم را از آن كار آگاه كرده است . بارى ، روز نوزدهم ژوئيه ، آن بازرگان يونانى كه متعهّد شده بود مرا در رسيدن به مينگرلى ( mingrelie ) يارى كند ، خبر داد كشتى سائق ( saique ) كه بايد با آن سفر كنيم ، در ساحل درياى سياه لنگر انداخته ، و همين كه باد موافق آغاز وزيدن كند به راه مىافتد . من تصميم كردم همان ساعت سوار سفينه شوم ، اما دوستانم شتاب مرا - مصلحت ندانستند زيرا بيم داشتند اگر پيش از اينكه كشتى بادبان برافرازد و آمادهء حركت شود سوار كشتى شوم مأموران به هويّتم پى ببرند و از رفتنم جلوگيرى كنند . از اينرو سه روز پيش مسيو لوكنت سينى بالدى فيسكى ( m . lecompte sinibaldi fieschi ) وزير مختار ژن كه در يك خانهء ييلاقى واقع در كنار به سفر اقامت داشت ماندم . چهار روز نيز در يك دير بسيار زيبا و خوش منظر يونانى كه در انتهاى تنگه ، در ساحلى كه اروپاييان خانه داشتند ، و رو به روى توقفگاه كشتى بود ، به سر بردم . بى هيچ گمان بوسفر تراس ( bosphore de thrace ) يكى از زيباترين و دلفريبترين نقاط ديدنى سراسر گيتى است . اين تنگه يا گذرگاه آبى بيش از پانزده ميل درازا و افزون بر دو ميل پهنا ندارد ؛ به سخن ديگر دو ساحل چندان به هم نزديك است كه يك گاو به آسانى مىتواند شنا كنان از يك طرف به طرف ديگر برود . سواحل به سفر كوهستانى و سرسبز و خرم است . در تمام طول ساحل خانههاى زيبا ، پاركهاى خوشمنظر ، باغهاى دلگشا ، زمينهاى پر درخت ، چشمهسارها و جويبارهاى رؤياآفرين ديده مىشود . هر كس كه اندكى ذوق داشته باشد ، و از فاصلهء دو ميل به قسطنطنيه و پيرامون آن بنگرد چنان محو و مسحور جمال و جلال طبيعت مىگردد كه به وصف نمىگنجد . به گمان من ، و هر بينندهء با ذوق و صاحبدل ، در جهان هستى جايى خوشمنظرهتر ، خرمتر ، و فرحافزاتر از به سفر نيست . عدهء قايقها و كشتيهاى بادبانى كوچك و بزرگى كه در روزهايى كه هوا مساعد و دلپذير است بر روى آبهاى فيروزهفام در حركتند از حدّ شمار افزون است . وزير مختار ژن بارها و بارها به من گفته كه يك روز عدهء كشتيهايى را كه از ظهر تا غروب از جلو خانهاش گذشته شمرده و شمارهء آنها از هزار و سيصد بيشتر بوده است . به سفر داراى چهار قلعه مستحكم و مجهز به توپ