ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
9
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پيشگفتار [ مترجم ] به نام خداوند جانآفرين * حكيم سخن در زبان آفرين به تحقيق نمىتوان گفت كه راه ايران از چه زمان به روى مسافران و جهانگردان اروپايى گشوده شده ، اما مىتوان باور داشت كه شوق سفر كردن به اين سرزمين نخست در دل و انديشهء سوداگران پديد آمده ، و رفت و آمد اين گروه بيشتر از زمانى رواج يافته كه ايلخانيان بر ايران حكومت مىكردهاند . چه خانان ايلخانى به مناسبت تمايل به مسيحيّت با اروپاييان رفتار خوش و مهرآميز داشتند ، و هرگز به بازرگانان اروپايى بدى نمىكردند . اما رفتار فرمانروايان مصر و شام و ديگر كشورهاى مشرق زمين بدينسان نبود . بر آنان ستمها مىراندند ، به عناوين مختلف جريمهشان مىكردند ، و قاطعان طريق مالشان را مىربودند ، و گاه نيز آنان را مىكشتند ؛ از اينرو سوداگران اروپايى همواره رو به ايران مىآوردند ، و پس از بازگشتن به وطن خود از نرمخويى ايلخانان ، عدم تعصّبات مذهبى ، و سختگيرى و كينهتوزى آنان نسبت به بيگانگان ، امنيّت راهها و فراوانى نعمتها داستانهاى خوب و وسوسهانگيز مىگفتند . در نتيجهء اين سفرها و توضيحات سوداگران ، شوق سفر به ايران در دل و ذهن افراد ديگر به انگيزههاى گوناگون نيرو گرفت . يكى از جمله سفركنندگان كاترنيوزينو caternio zeno سفير ونيز بود كه هنگام اقامت در ايران شاهد و ناظر جنگ ميان اوزون حسن - امير حسن بيگ - و سلطان محمد دوم امپراتور عثمانى بود ؛ و ديگرى جوزافا باربارو Yasapha barbaro كه مدّت هفت سال از 1471 تا 1478 ميلادى برابر 850 تا 857 خورشيدى در بسيارى از نقاط ايران سياحت كرد و مشاهداتش را در سفرنامهاش نوشت . و ديگرى دالساندرى d'Alessandri كه در زمان پادشاهى شاه تهماسب صفوى به ايران سفر كرد ، چهاردهم اوت 1571 ميلادى در قزوين حضور شاه باريافت و سفرنامهاش چون محتوى مطالبى دقيقتر و رساتر از نوشتههاى سياحان مقدم خود بود بر سياحتنامهء