ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

87

سفرنامه شاردن ( فارسى )

تازه نفس به يارى ژرمنها آمد كشورهاى اروپايى خاصه امپراتورى فرانسه لشكرى عظيم به مددگارى ايشان اعزام داشت . اين انبوه مردان سپاهى دوازده هزار سربازى را كه از پل گذشته بودند تار و مار ، و بقيه را به فرار ناچار كردند . اين جنگ مدهش به سبب اين‌كه در ناحيه سن‌گدار ( saint godard ) درگرفته بود به اين اسم ناميده شد . صدراعظم در كوتاه‌ترين زمان ضايعات و تلفات و خسارات جنگ را ترميم ، و صفوف جنگجويان را منظم و روحيهء سربازان را قوى كرد و با خصم فاتح براى انعقاد قرارداد صلح به مذاكره پرداخت ، و در اين كار مهم چنان حسن تدبير به كار برد ، و شرايط جنگ را چنان تنظيم كرد كه گفتى وى شكست نخورده است . نخست‌وزير وقتى اشتياق امپراتور را به مراجعت به قسطنطنيه دريافت ، وى را در حفاظت كامل ، بىآن‌كه در طىّ راه ناراحتى و آسيب به او وارد آيد به پايتخت رساند ، و امپراتور تا اوايل سال 1666 كه مقارن با پايان گرفتن جنگ كاندى بود به آسودگى در آن جا به سر برد . دو سال بعد جنگ لهستان اتفاق افتاد ، و صدراعظم همواره همراه سپاهيان و پيشاپيش ايشان مىرفت ؛ چه از پدرش شنيده بود كه به هنگام لشكركشى نخست‌وزير بايد پيوسته در مقدّمهء سپاه باشد تا سربازان به حضور و ديدنش قوىدل باشند . * * * روز نهم ژوئن از ادرنه راهى قسطنطنيه شديم ، و روز پانزدهم به پايتخت رسيديم . صبحدم روز هفدهم مسيو نوانتل به ملاقات معاون نخست‌وزير رفت و از وى تقاضا كرد كه مقامات عثمانى اجازهء بازگشتن به كشتى فرانسوى بدهند . معاون صدراعظم اظهار داشت كه بىاجازهء نخست‌وزير نمىتواند در اين مورد اقدامى به عمل آورد ، و صدراعظم دربارهء اين موضوع دستورى به وى نداده است . سفير به شنيدن اين جواب سخت ناراحت و پراگنده خاطر گشت ، و پس از مدتى گفت و شنود با قائم مقام ، اين دو موافقت كردند كه هر يك جداگانه نامه‌اى به صدراعظم بنويسد و وسيلهء پيك مخصوص بفرستد . قائم مقام شرحى دربارهء مستدعيات سفير نوشت ، و مسيو نوانتل طىّ نامه‌اى شكوه‌آميز از خلف وعدهء صدراعظم به درد شكوه كرد ، و در آن نوشت : بيش از اين شكيبايى نمىتواند ، و بىصبرانه استدعا دارد كه هر چه زودتر دستور دهد پروانهء خروج