ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
60
سفرنامه شاردن ( فارسى )
آقاى دارويو ( m . d'arvieux ) مترجم آقاى دوفن ( daufin ) كه اكنون با سمت كنسول فرانسه در حلب خدمت مىكند ، مأمور شد كه نامهء امپراتور را مستقيما و بلاواسطه به صدراعظم عثمانى برساند ؛ وى همچنين حامل دستورهاى تازهاى براى سفير بود . « 24 » دارويو در ماه سپتامبر با يكى از كشتيهاى سلطنتى به نام ديامان ( الماس ) كه به فرماندهى ماركى دوپرويللى هدايت مىشد از مارسى راهى عثمانى شد ، و در اواخر فوريهء سال بعد به قسطنطنيه رسيد . به سبب نامساعد بودن و توفانى بودن دريا مسافرتش قريب چهار ماه مدت گرفته بود . نوانتل به محض ورود فرستادهء امپراتور ، و با خبر شدن از دستورهاى پادشاه ، صدراعظم را از وصول نامهء امپراتور آگاه كرد ، و اطلاع داد كه تأخير از اين سبب روى داده كه كشتى حامل نامه مدت پنج ماه به علّت توفانى بودن دريا در راه بوده است ، و براى تسليم كردن نامه منتظر صدور اجازهء شرفيابى است . صدراعظم در جواب نوشت « 25 » كه سفير هر زمان بخواهد مىتواند به دربار تشريف بياورد و مطمئن باشد كه با احترامات بسيار از او پذيرايى به عمل خواهد آمد ؛ و عنوان نامه را بر خلاف بار اول كه نوشته بود حضور سفير قرال فرانسه ، بنا به آيين و رسم سابق نوشت : حضور سفير امپراتور فرانسه . همان روز كه مسيو نوانتل اين نامه را دريافت داشت نايب صدراعظم به وى پيغام داد كه از سوى نخستوزير مأمور است سى ارابه ، دوازده اسب ، هزار اكو هزينهء سفر حضور آن جناب تقديم كند ، و اين همه جملگى آماده است تا هر وقت به قصد رفتن به دربار ، از سفارت بيرون شوند تقديم گردد . و چنين بود مناسبات و روابط ميان فرانسه و عثمانى در مارس 1672 زمانى كه من به قسطنطنيه رسيدم . نوانتل روز بيست و نهم مارس به قصد رفتن به ادرنه از قسطنطنيه بيرون شد . برادرش ابه دونوانتل ( abbe de nointel ) يك كشيش ، يك نفر مسؤول تشريفات ، يك منشى ، سه مترجم ، يك نجيبزاده ، چند افسر جزء ، و دوينى چرى همراهش
--> ( 24 ) - دارويوروز 19 فوريه 1672 به قسطنطنيه رسيد . ( 25 ) - نامهء صدراعظم كه بيستم مارس نوشته شده بود ، در يك كيسهء ساتن تنگ و دراز كه سر آن با لاك قرمز مهر شده بود جا داشت . عنوان سفير كه اين بار به جاى سفير قرال فرانسه ، سفير امپراتور فرانسه بود روى كارت زيبايى نوشته و به در كيسه نصب بود .