ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

42

سفرنامه شاردن ( فارسى )

دولاهه را احضار كرد ، اما هيچ سفيرى جاى او به باب عالى نفرستاد و به يك بازرگان فرانسوى موسوم به روبولى ( roboly ) كه سالها مقيم قسطنطنيه بود مأموريت داد كه امور ادارى و بازرگانى سفارت را اداره كند و تا سال 1665 وضع بدين گونه بود . مقارن اين احوال لويى چهاردهم با قدرت و كفايت و استبداد رأى بر فرانسه سلطنت مىكرد . او با اتخاذ تدابيرى كه خود انديشيده بود از دولت عثمانى به سبب بىاحترامى و توهينى كه دربارهء سفيرش روا داشته بود ، و غرامات سنگينى كه به فرانسويان مقيم عثمانى تحميل كرده بود به سختى و خشونت بسيار انتقام كشيد ، و به دشمنان آن امپراتورى هرگونه كمك مىكرد و قدرت مىبخشيد تا با او به مقابله برخيزند . ادامهء اين‌روش روز به روز بر وخامت روابط ميان اين دو قدرت بزرگ مىافزود و كار به نقطهء حاد و حساسى رسيد كه يا بايد به كلى قطع رابطه كنند و رو در روى هم بايستند ، و يا به صلح و صفا رو آورند و آشتى و دوستى از سر بگيرند . دولت فرانسه كه مصلحت و نفعش در تجديد و تقويت روابط بازرگانيش با عثمانى بود راه دوم را برگزيد ، و در صدد اعزام نماينده‌اى براى تجديد معاهدهء كاپيتولاسيون تجارى برآمد . مقارن اين احوال مسيو دولاهه - پسر - منتظر خدمت و مقيم پاريس بود ، و براى گرفتن حقوق بازنشستگى پدرش كه چند سال پيش درگذشته بود و آن را نپرداخته بودند ، اقدام مىكرد . وى به اين حقيقت مسلم بيش از ديگران واقف بود كه تصدى مقام سفارت فرانسه در جمهورى عثمانى چه شكوه‌مند و مهم و معتبر است و چه سود مادى و معنوى فراوان دارد . رضا شد اگر اين مقام به دو سپرده شود از مطالبهء همهء حقوق دوران بازنشستگى پدرش چشم بپوشد . دولاهه پدر و پسر در دربار فرانسه طرفداران صميم و صاحب نفوذى داشتند . آنان بدين دستاويز كه وى در تعهّد اين كار سابقه و تجربهء بسيار دارد ، داراى كارآيى و شهامت و بصيرت است ، و مىداند با هر يك از بزرگان عثمانى چگونه سخن بگويد ، و رفتارش چسان باشد در پيشرفت كارش تلاش بسيار مىكردند . آنان مىگفتند اگر وى به اين سمت منصوب شود و به مشرق زمين برود صدراعظم عثمانى ناچار خواهد شد براى كسى كه پدرش سخت از او بيزار بوده ، از سر ناچارى به سزا تجليل كند ، و از اين نظر نيز قدرت و عظمت فرانسه در انظار بيشتر جلوه مىكند .