ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

34

سفرنامه شاردن ( فارسى )

شكننده و بىادبانه‌اى براى سفير فرستاد و ضمن آن آورد : باب عالى به روى نمايندگان سياسى و تجارى همهء كشورها گشوده است ، هر كه خواهد گو بيا و هر كه خواهد گو برو ؛ و امپراتور فرانسه حق ندارد در امور مربوط به كشور عثمانى اظهار نظر و مداخله كند ؛ امپراتور عثمانى مىتواند بنا به مصالح خود با دشمنان قديمش از در صلح درآيد ، با آنان روابط دوستانهء متقابل برقرار كند . امپراتور فرانسه بايد به اين امتياز بزرگ كه مقام خلافت وى را برجسته‌ترين فرمانروايان دنياى مسيحيت شناخته قانع و خرسند باشد ، پا از گليم خود فراتر ننهد ، و از مداخله در امورى كه ارتباطى به او و كشورش ندارد جدّا بپرهيزد . سفير جمهورى ژن مقارن با زمانى كه مقامات فرانسوى در باب عالى ، براى جلوگيرى از ورود و مذاكراتش سخت تلاش مىكردند وارد قسطنطنيه شد . وى ضمن سفر از آنچه پيش آمده بود آگاه شد . از اين‌رو آن همه غوغا مايهء شگفتيش نشد . به او خبر داده بودند هنگامى كه سفير ژن در فرانسه انتخاب دورازو را به سمت سفيرى كشورش در دربار عثمانى به عرض پادشاه فرانسه رسانده بود شاه جواب داده بود : اميدوارم در طول مسافرت به سفير شما خوش بگذرد ، اما هنوز اطلاع نيافته‌ام كه سفير ما در عثمانى در اين مورد چگونه عمل كرده است . من از بسيار كسان كه دربارهء چنين مسائل صاحبنظرند شنيده‌ام كه اگر صدراعظم عثمانى از فرانسويان خاطرات بدى نداشت ، و اگر خاطر مقامات اين امپراتورى از پيام ناملايم سفير فرانسه آزرده نشده بود ژنيها هرگز نمىتوانستند در مشرق زمين جاى پاى خود را محكم كنند . از اين گذشته گشايش روابط بازرگانى با ژن ، براى عثمانى چندان فايده و ارزش نداشت كه دوستى با فرانسه را ناديده انگارد ، و با او به خشم برخيزد . * * * بارى ، پس از دوازده روز توقف در ازمير از راه دريا راهى قسطنطنيه شدم ، و روز نهم مارس به آن‌جا رسيدم . در جريان اين سفر با هيچ خطر رويارو نشدم . بىرنجى به خشكى پا نهادم ، و براى فرود آوردن چيزهاى گرانبهاى بسيارى كه دو اسب به سختى آن را مىكشيدند پشيزى نپرداختم . راستى اين است كه آقاى نوانتل « 12 »

--> ( 12 ) - شارل اليه ماركى دونوانتل ( charles olier marquis de nointel ) سفير فرانسه در دربار عثمانى در فاصله سالهاى 1670 تا 1679 ميلادى 1049 تا 1057 خورشيدى .