ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
12
سفرنامه شاردن ( فارسى )
و كاشان به اصفهان رسيد ، از مقربان دربار شاه عباس دوم شد ، و سمت تاجرباشى شاه يافت . وى در سفر سوّم هنگامى به ايران رسيد كه شاه عباس ثانى حاميش درگذشته بود ، و پسر و جانشينش شاه صفى دوم كه بعدها شاه سليمان ناميده شد بر تخت سلطنت نشسته بود . اين جهانگرد معروف چنان كه گذشت زبان فارسى مىدانست و در طىّ اقامت طولانى خود با درباريان و بزرگان و جاهمندان و سفيران كشورهاى بيگانهء مقيم ايران ، و نمايندگان كمپانيهاى اروپايى ، هيأتهاى مذهبى آشنا و دوست شد . او شرح احوال و كارهاى شاه عباس ثانى و جانشينش شاه سليمان ، و بد و نيك اعمال و نيّات درباريان و بزرگان را به تفصيل تمام نوشت . جز اين با علاقه و دقت بسيار به نگارش سابقهء تمدن و مذهب و اخلاق و آداب و رسوم ايرانيان و دقايق اوضاع تاريخى و جغرافيايى ايران پرداخت ، و چون به خط و زبان فارسى آشنا بود در تنظيم مطالب سياحتنامهاش از متون بسيار كتابهاى خطى استفاده كرد ، و اين ، يكى از امتيازات برجستهء سياحتنامهء اوست . شاردن هنگام عبور از قسطنطنيّه با نقاشى هنرمند و چيرهدست به نام گرهلو grelot آشنا شد ، و او را براى كشيدن نقشهها و صورتها و نقشهايى كه در نظر داشت به همكارى گرفت ، و همراه خويش كرد . نقاشيها و صورتگريهاى اطلس ضميمهء سياحتنامه شاردن همه از اين نقّاش هنرمند است . اما روابط دوستانه اين دو ، پس از گذشت سالى چند بر اثر غرور و ناسازگارى شاردن گسيخته شد . عيبى كه بر سياحتنامهء بسيار مفصّل شاردن گرفتهاند اين است كه وى با وجود دانستن زبان فارسى و تركى كه در آن روزگاران در بعضى شهرهاى ايران رايج بوده به سبب همنشينى و همصحبتى با جاهمندان ، در اعماق اجتماع ايران غور و نفوذ نكرده ، و به قول آلفونس گابريل ، تاورنيه و شاردن هيچ كدام ، اولى به سبب عدم آشنائى به زبان فارسى ، و دومى به علّت معاشرت زياد و مداوم با جاهمندان به احوال جامعه نپرداخته است . شاردن در كتاب اصفهان خود قصرها و باغهاى پادشاهان ، و كاخها و بستانهاى وزيران و جاهمندان و بزرگان را يكانيكان در هر محلّت يكى پس از ديگرى برشمرده ، و هر كدام را چنان به دقت شرح و تفصيل كرده كه هر كس با فنّ نقشهكشى اندك آشنايى داشته باشد ، مىتواند نقشهء قسمتهاى اعياننشين آن روز اصفهان را با صحّت تمام رسم كند . اما در سياحتنامهء مفصّل وى به كوخهاى فقيران و چگونگى زندگى پر محروميّت آنان اشارتى در خور توجه نرفته است . به سخن ديگر گرچه سفرنامهء هيچيك از جهانگردان از نظر حجم و احتواى بر مطالب متنوع هم سنگ سفرنامه شاردن نيست ، اما عارى از نقص و